|
چرا مستند نمی سازی !؟ پیروز كلانتری ابراهیم مختاری مستندساز سابق! (راستی چه گونه او می تواند این قدر دیر به دیر فیلم بسازد؟) را همیشه خوش فکر و خوش سخن دیده ام. چندی پیش به مناسبتی و برای جمعی، سه جهار ساعتی را به گپ و گفت در بارۀ تفاوت ها و مشابهت های مستندسازی او در سه دورۀ کارش و در سه فیلم اجاره نشینی، زعفران و زینت یک روز بخصوص گذراندیم. یک بخش از صحبت او در بارۀ شکل گیری طرح فیلم زینت، یک روز بخصوص در آخرین روز فیلم برداری برایم شوک آور بود و غریب باقی مانده است. می گفت دیر خبر شده که زینت (زن تحصیل کرده و فعال روستای سلخ در جنوب ایران) نامزد انتخابات شورای روستا شده و دیر به فکر فیلم گرفتن از این وضعیت افتاده است. ده دوازده روز فیلم برداری را بال بال می زده، بی آن که از مسیر کار، راضی و به آن چه می گرفته، دلبسته باشد. به روز انتخابات رسیده اند و او حرف دلش را به فیلم بردار گفته و خواسته که وسایل را جمع کنند! صبح روز انتخابات در لحطه ای دریافته که تم اصلی فیلمش چیست : یک روز زندگی زینت، آن هم در روز انتخابات، آن هم تماما"در خانه. بساط فیلم برداری پهن شده و تمامی فیلم در آن روز فیلم برداری شده است. من شاخ و برگ گفته های او را زده ام و قطعا" روزی پای صحبتش می نشینم تا از افکار و احساسات او در لحظات آن ده روز و آن یک روز بیش تر بشنوم. شما اگر در یک نشست به دیدن دو فیلم اجاره نشینی(1360) و زینت، یک رور بخصوص (1378) او بنشینید و از التهاب و تنش دل و جان موضوع و دوربین اولی به آرامش و سیالیت فضای دومی گذر کنید، ابتدا باور نمی کنید که این هر دو فیلم را یک فیلم ساز ساخته باشد. اما در اجاره نشینی هم یک بخش اصلی هست که اسباب زندگی خانواده ای را بیرون می ریزند و دوربین، بیش از آن که پیگیر اصل ماوقع باشد، دل به حس ها و تنش های زیرپوستی و لحظه های حاشیه ای آن وضعیت داده است. مختاری کل این بخش را در فیلم مهجور دیگری (حبس شده در آرشیو تلویزیون) تدوین کرده و باقی گذاشته که نمونۀ فرد اعلای حضور و حرکت نفس به نفس دوربین با رگ و پی موضوع پیش رویش است. او می گفت در دورۀ ساختن اجاره نشینی برای باقی نگه داشتن بخشی از راش های مهم و استفاده نشدۀ فیلمش، به اول و آخر آن ها تیتراژ اضافه کرده است! پارسال هم که نسخۀ تر و نمیزی از مستند تازه نفس های کیانوش عیاری (که در ماه های اولیۀ پس از انقلاب، در کوچه خیابان های تهران فیلم برداری شده) یه دست آمد، وقتی کپی دی وی دی اش را به او رساندم تعجب کرده بود. می گفت یر این تصور بوده که فیلم گم و گور شده، چون مطمئن بود که فیلم در پایان تدوین رها شده و تیتراژی برایش نوشته نشده است. باید سپاسگزار آن آدم دلداده و متوجهی باشیم که با این کارش فیلمی یکّه و متفاوت از دوران انقلاب را برایمان باقی نگه داشت. انتشار اول این مطلب، ماهنامه "فیلم"، ویژه پائیز 87 |
|
|