|
باز هم اين هيئت هاي انتخاب ! پيروز كلانتري انتخاب نشدن فيلم آخرم "درخيابان هاي ناتمام" در ميان 72 فيلم مسابقه فيلم هاي مستند جشنواره آويني موجب تعجبم شده است. اين فيلم سال گذشته در جشن سينما نامزد سه جايزه بود و در جشنواره سينما حقيقت هم كه با همان تشكيلات و مديريت جشنواره آويني (مركز گسترش سينماي مستند و تجربي) برگزار شد، باز كانديداي جايزه بود. فيلمي در جشنواره اي تا 7 - 8 فيلم اول بالا مي آيد و در جشنواره اي با همان تعريف (فيلم هاي برگزيده سال) و در همان سازمان و مديريت در ميان 72 فيلم جا داده نمي شود. شايد از همين جا و بلافاصله اين جواب بيايد كه مسئله، سليقه هيئت انتخاب است و كاريش نمي شود كرد. خواهم گفت كه دقيقا" مسئله همين جاست و هيئت انتخاب (برخلاف هيئت داوري) نمي تواند اين قدر سليقه اي عمل كند. ركورد زدن هاي مداوم براي افزودن تعداد فيلم هاي مسابقه جشنواره ها هم ماجرا شده است. اگر فيلم هاي انتخاب شده براي مسابقه جشنواره آويني مثلا" 30 فيلم مي بود (حدّ معقول و معمول براي فيلم هاي مسابقه يك جشنواره)، انتخاب نشدن فيلمم برايم پذيرفتني بود، چون در ميان 30 فيلم خوب و متوسط انتخاب نشده بود و من فيلمم را در همين حوالي ارزيابي مي كنم و ادعاي زيادي روي آن ندارم. اما به فهرست 72 فيلم انتخابي جشنواره آويني كه رجوع كردم، نيمي از فيلم ها را فيلم هاي ضعيفي ديدم كه در كنار نيم متوسط و خوب ديگر "دوغ و دوشاب"ي در كنار هم قرار گرفته است و بدترين حاصل متورم شدن فيلم هاي بخش هاي مسابقه جشنواره هاي يكي دو سال اخير همين نامتجانس بودن كيفيت فيلم ها و ضايع شدن جايگاه فيلم هاي محق و خوب است : جشنواره فجر دو سال پيش 40 فيلم، جشنواره سينما حقيقت 50 فيلم و حالا هم ركورد 72 فيلم. واقعا" ما اين همه فيلم مستند خوب و برگزيده در سال داريم؟ حرف و نظر امروز من در باره ساز و كار هيئت هاي انتخاب سابقه دارد. سال پيش و سال پيشتر در سايت "پيك مستند" در اين باب پرونده گشوديم و گفت و گو كرديم و مطلب نوشتيم. حرف اصلي من اين است كه نهاد و مديريت جشنواره ها براي انتخاب فيلم هاي شان يا سياست و برنامه مشخصي دارند كه بايد در فراخوان شان اعلام كنند و هيئت انتخاب را متناسب با آن نظر و هدف بيان شده بچينند و آن ها را مسئول و موظف به رعايت سياست و برنامه خود كنند (همه چيز شفاف و روشن)، يا سياست مشخصي در ميان نيست و جشنواره قرار است بهترين فيلم هاي سال را به مفهوم كلّي و مطلق انتخاب و داوري كند. در اين حالت مهم ترين عامل در انتخاب هيئت انتخاب، اشراف اعضاي اين هيئت به سينماي مستند و موجّه بودن جايگاه آن ها براي فيلم سازان و پيگيران سينماي مستند است. در هر حالتي، هيئت انتخاب يك جمع به كار گرفته شده براي منظور خاصي اند و بايد قابليت كارشناسي خود را براي به سرانجام رساندن آن منظور به كار گيرند و قرار نيست كه نگاه و سليقه خود را مبناي انتخاب فيلم ها قرار دهند؛ در حالي كه اعضاي هيئت داوري استقلال نظر و برخورد دارند و در ميان فيلم هاي انتخاب شده رأي و سليقه خود را اعمال مي كنند و برآمد اين تك نظرها و سليقه ها كار داوري را به سرانجام مي رساند. كار هيئت انتخاب به كارشناسي مربوط است و كار هيئت داوري به اعلام نظر و سليقه. به نظر من هيئت انتخاب جشنواره آويني امسال، در قياس با حضور و اشراف چه بسيار افراد ديگر در سينماي مستند ما، در كليت خود از ناموجه ترين و ناكارشناسانه ترين هيئت هاي انتخاب سال هاي اخير بود. كار هيئت انتخاب، داوري نيست و بيش از نظر و سليقه افراد آن ، قابليت مجموعه اعضاي آن براي تشخيص و انتخاب فيلم هاي حائز شرايط (يعني شرايط جشنواره) اهميت دارد. اين شرايط را يا مديريت جشنواره به هيئت انتخاب اعلام مي كند، يا اگر شرايط خيلي كلي است، به نظر من هر هيئت انتخابي در شروع كار خود بايد به حدّاقل بايد و نبايدهاي توافق شده اي در ميان خود دست يابد و بر مبناي آن ديدن و انتخاب فيلم ها را شروع كند؛ و چه قدر خوب است كه اين موارد مورد توافق، آشكارا در كاتالوگ جشنواره يا ذر بيانيه جداگانه اي اعلام شود تا راه بر هر ذهنيت غيرواقعي و سوء تعبيري بسته شود. اگر كار هيئت انتخاب جشنواره آويني انتخاب بهترين فيلم هاي دو سال اخير بوده، آن تعريف حداقلي از فيلم خوب در ميان اين جمع چه بوده كه به چنين تركيب نامتجانسي از فيلم هاي خوب و متوسط و ضعيف و بسيار ضعيف منجر شده است؟ اين هيئت اگر به سينماي مستند ما اشراف داشت و حدّ كيفيت مستدهاي ما را مي شناخت، تن به انتخاب 72 فيلم نمي داد و بر همان رقم حوالي 30 فيلم پاي مي فشرد. توجيه اين رقم بالا از قرار بها دادن بيشتر به فيلم سازان و حضور جمع بيشتر آنان در جشنواره است. اما بايد روشن باشد كه جشنواره با فيلم سروكار دارد و نه با فيلم ساز، و انتخاب 72 فيلم اگر تعدادي از سازندگان فيلم هاي متوسط و ضعيف را خوشحال مي كند، خلاف هدف اعلام شده جشنواره براي برجسته كردن فيلم هاي برگزيده سال و مخلّ حق سازندگان فيلم هاي بهتر در ميان همان 72 فيلم است. اما قصه و قضايا پيچيده تر از حدّ ندانم كاري و ساده كرفتن مسائل انتخاب و داوري فيلم ها و نديدن تفاوت ميان آن هاست. مركز گسترش سينماي مستند و تجربي بيش از آن كه نگران و دلمشغول برجسته كردن ظرفيت هاي پراكنده و پنهان سينماي مستند ما و راه دادن به بروز قابليت هاي مهم و مؤثر اين سينما باشد، بيش از آن كه به برجسته كردن حضورهاي كارشناسانه و انديشمندانه در فضاي سينماي مستند و ازجمله در هيئت هاي انتخاب جشنواره هايش بينديشد، بيش از آن كه جشنواره را عرصه نمايش برگزيده هاي سال ببيند و از اين طريق معيار و الگو بيافريند (موقعيتي كه جشنواره كيش با حدّاقل امكانات به آن دست يافت)، بيش از ن كه سينماي مستند را سينماي همه فيلم سازان و صاحب نظران درگير در آن (از جمله آدم هاي مستقل و منتقد) ببيند و بيش از آن كه گسترش سينماي مستند مسئله اش باشد، درگير گسترش خودش و چنگ انداختن به همه جا و همه چيز ( از جمله شركت در تهيه فيلم اخراجي هاي 1 و 2 با هدف كسب درآمد !) و دلمشغول كميت به جاي كيفيت است. اين مطلب جاي پرداحتن به جزييات اين سازوكار انحصارگرايانه و كميت پردازانه در مركز نيست و به زودي در مطلب جداگانه اي به آن خواهم پرداخت. فقط در فضاي بحث مربوط به اين مطلب توجه كنيد كه چگونه مركز به جاي آن كه منظور و مقصود خود را از برگزاري جشنواره هايش در فراخوان ها و براي هيئت هاي انتخابش شفاف بيان كند و از دلنگراني هاي خود براي اهالي سينماي مستند آشكار بگويد، نهان منشي پيشه مي كند و با گسترش كميت گرايي هايش به فضاي انتخاب فيلم ها، مفهوم و معناي فيلم برگزيده را مخدوش مي كند و در عين حال اصلا"خودداري برنمي تابد و اصرار دارد كه كه مدير ثابتي از خود را در تمامي هيئت هاي انتخاب جشنواره هايش جاي دهد. مسئله اين هم هست كه اين جشنواره برنده ندارد و فيلم سازان سازنده فيلم هاي خوب، حتي اگر فيلم هاي شان در مسابقه برنده شود، از اين معركه ناراضي بيرون مي آيند. حس برنده شدن در ميان 30 فيلم برگزيده با حس برگزيده شدن از ميان 72 فيلم نامتجانس و با كيفيت هاي متفاوت فرق زيادي دارد. اين طور نيست ؟ |
|
|