|
حس از خود فیلم ساختن در ایرانی ها قوی است (سخنرانی انیس دوویکتور، محقق و فیلم شناس فرانسوی)
پیروز کلانتری انیس دوویکتور محقق و فیلم شناس فرانسوی از چند سال پیش سینمای مستند جنگ ایران را دنبال می کند. در یکی از سفرهای او به ایران، در دیداری، ضمن صحبت در بارۀ این موضوع، مصطفی دالایی، یکی از فیلم برداران مجموعۀ روایت فتح را به او معرفی کردم که بعدها گفت از دیدار و گفت و گو با او خیلی مشعوف شده و بهره برده است. اخیرا" او و کامی پرئان، که در فرانسه متخصص آرشیو فیلم است، همراه یوسف جان نثار، فیلم بردار افغانی و همراه بیست سالۀ شاه مسعود ، هم زمان با سالگرد مرگ مرتضی آوینی، در ایران بودند که دو روز در مرکز گسترش، همراه دالایی و مهدی همایون فر نشست و برنامه داشتند و جلسات و کارگاه های مفصل تری با مسئولان روایت فتح برای تبادل آراء و فعالیت های شان در زمینۀ آرشیو فیلم. پرئان مدت هاست که در پروژۀ آرشیو کردن فیلم های مستند افغانستان درگیر است. در سفر بودم و آن دو روز را از دست دادم، اما در روزهای آخر اقامت انیس در تهران، و وقتی که جان نثار به افغانستان برگشته بود، با خبر شدم که او و پرئان در محل انجمن ایران شناسی فرانسه سخنرانی دارند. رفتم و شنیدم و آن چه می خوانید حاصل صحبت های آن هاست (مجموعۀ نظرات و تجارب انیس دوویکتور و ماحصل ده روز حضور آن ها در تهران قرار است در یک شمارۀ ویژۀ نشریۀ انجمن ایران شناسی فرانسه منتشر شود) . انیس گفت که در پیگیری هایش دو خط مهم را در پیش گرفته است : خصوصیات تصاویر مستند جنگ چیست و نگاه مستندسازان ایرانی و افغانی و غربی، و تقاطع کارهای آنان چه بوده و امروز با تصاویر جنگ چه می کنیم ؟ او گفت : از سال 1915 که تصاویر مستند جنگ ضبط شد، سه منظور وجود داشت؛ اول استفادۀ سوق الجیشی و شناسایی میدان های جنگ، دوم مستندسازی و آرشیو کردن وقایع و سوم، تبلیغات. در بارۀ جنگ داخلی افغانستان، هدف مستندسازی کمرنگ بود و از قرار هدف شاه مسعود از فیلم برداری عملیاتش تبلیغات بود، اما غریب این است که این تصاویر که بیست سال ضبط شد، هیچ وقت پخش نمی شد. به نظر من این تصاویر یرداشته می شد، به این دلیل ساده که : تصویری دارم، پس هستم. آیینه ای بود برای ادامۀ مقاومت. او تنها کسی بود که در افغانستان به این مسئله اهمیت می داد. در سینمای آوینی هدف تبلیغاتی خیلی مشخص بود و فیلم ها سریع و دائم پخش می شد. اما برای من این سؤال هست که آیا فیلم های او برای مخاطب عام بود؟ هفتۀ پیش فیلم پاتک روز چهارم را دیدیم. این فیلم نیروی احساسی زیادی دارد و روشن است که کسانی را مخاطب می بیند که خاص و گزیده اند و پیش از تماشای فیلم درگیر جنگ و فضای آن بوده اند. انگار فیلم های او دست مخاطب را باز می گذارند که برداشتش را بکند و در سینمای جنگ این رویکرد تازگی دارد. در فیلم های افغانستان و آن چه جان نثار از شاه مسعود گرفته، همه چیز حول او و در ارتباط با او شکل گرفته و قدرت، اوست . در فیلم های آوینی قدرت کجاست و چگونه نشان داده شده است؟ در فیلم های او سلسله مراتب کمتر دیده می شود و روابط، افقی و مردم مدارانه است. حس حضور و انتخاب تصویربرداران این فیلم ها برایم جالب است؛ آن ها آدم های برابری را دنبال می کنند. اساسا´حس ابراز وجود در ایرانی ها بالاست و از خود فیلم ساختن و تصویر گرفتن در سینمای جنگ مشهود است. این احساس و عمل و این تصویر در سینمای جنگی غرب چندان دیده نمی شود. من یک تحلیل گر تصویر هستم و در بارۀ سینمای مستند جنگ ایران چند نکته را دنبال می کنم : چگونگی تصویربرداری از دشمن، نوع نگاه و رابطۀ تصویربردار با موضوع و نشان دادن زمان در تصویر. در ایران، چون شمایل نگاری بسیار قوی است، فیلم سازها و فیلم بردارها کادربند های بسیار قوی و مؤثری دارند. در گروه آوینی نوعی زیبایی شناسی خاص وجود دارد. مثلا" جنبۀ شاعرانه ای که او داشت. فضای دیگری هم هست که خیلی بازتر است که نمونۀ موفق آن فیلم پل آزادی مهدی مدنی است. مسئلۀ دیگری هم ذهنم را درگیر کرده است : در فیلم های جنگ ایران از شهید زیاد صخبت می شود، اما هیچ وقت خود او را نمی بینیم. در بخش دیگر این نشست، کامی پرئان گفت : از اولین روزهای کارگاه در تهران با سؤال و احساس غریبی روبه رو شدم: هم جان نثار و هم دالایی، که سال های زیادی را در جنگ گذرانده بودند، از خود سوال می کردند این تصویرها به چه درد می خورد؟ برایم تعجب آور، طرح این سؤال از سوی این آدم های بخصوص بود. در ایران فیلم های جنگ عمدتا" 16 میلیمتری بود و حفظ شان ممکن تر است؛ اما در افغانستان تصویر برداری ها ویدئویی بوده است. ما در سه دورۀ نزدیک و هربار به شکلی تازه تصاویر افغانستان را دیجیتالی کردیم و هربار متوجه شدیم که کیفیت از دست داده اند. این وضعیت یزای تمامی ماتریال های دورۀ متأخر وجود دارد. دلیل دیگر آسیب پذیری این تصاویر، نهادهای درگیر جنگ اند. در ایران یک تمرکز رسمی و دولتی وجود دارد، اما در افغانستان این تصاویر بسیار پراکنده اند.از افغانستان دورۀ جنگ علیه شوروی 5000 ساعت فیلم در بارۀ شاه مسعود هست و از بقیۀ فضاها و وقایع تصویر بسیار کم است. این کمبود امکان بازخوانی گستردۀ جنگ آن ها را نمی دهد. در ایران نهادهای رسمی زیادی هستند که آرشیو مناسبی دارند و بالقوه می شود یک آرشیو مرکزی به وجود آورد، اما در افغانستان وفاق جمعی و تمرکز اینچنینی وجود ندارد. تنها جارۀ این آسیب در آن جا وجود یک ارادۀ متمرکز دولتی است. چرا دولت؟ چون تنها دولت می تواند در بعد بین المللی وارد عمل شود. کشورها فقط آرشیو خودشان را دارند، در حالی که برای تکمیل آرشیوشان باید به مواد و امکانات کشورهای دیگر هم رجوع کنند. میراث سمعی بصری جهان بیش از 200 میلیون ساعت است و در ده سال اینده احتمال نابودی 80 درصد آن ها می رود. اگر کمی بیشتر غور کنیم، به یک سؤال بسیار مهم می رسیم : کشوری مثل افغانستان که دهه ها با جنگ روبه رو بوده، حق ندارد، لااقل در کوتاه مدت، بسیاری از این تصاویر جنگ را نبیند و جنگ را فراموش کند و به آینده اش فکر کند؟ افغانی ها از ثبت تصاویر تفرقه برانگیز ابا داشتند و در عوض بسیار مشتاق آرشیو کردن تصاویر موسیقی افغانی بودند که طالبان آن ها را جمع و پنهان کرده بود. به نظر می رسد ضبط تصاویر یک دوره بیشتر به درد یک آیندۀ دورتر بخورد. از مقاومت فرانسه یک اسطوره ساخته شده است. برای من سؤال است که اگر از آن دوره تصاویر مستند زیادی داشتیم، همین گونه از آن دوره اسطوره سازی می کردیم؟ امروزه بحث تصاحب و مال خود کردن تصاویر هم مطرح است. ما تورم تصاویر پیدا کرده ایم. در فرانسه دو راهکار دارند: یکی در اختیار مردم قرار دادن تصاویر و این بحث که آرشیوها در اینترنت قرار گیرد. یک پروژۀ دیگر ایجاد پایگاه های کوچک متعدد برای ذسترسی مردم به آرشیوهاست. این سؤال هست که چگونه می شود این تصاویر را با همان قدرت مستقل و آرشیوی اش نمایش داد . انیس دوویکتور می گفت صلح تنها نبود جنگ نیست و در این دوران پذیرش مسئولیت ها هم مهم است. او از این که این فرصت نسبتا" مفصل پیش آمد تا افراد زیادی حول این موضوع جمع شوند، ابراز خشنودی کرد و امیدوار بود که پایۀ نگاه و توجه و روابطی جدید گذاشته شده باشد. سینمای مستند جنگ ما، به رغم حجم زیاد فیلم ها و مواد آرشیوی، هنوز نادیده و ناشنیده زیاد دارد. این قصد هست که در فضای " پیک مستند " به مقولات مغفول این سینما بپردازیم و از نظرات و نوشته های دوستان صاحب نظر و علاقه مند استقبال می کنیم. |
|
|