|
نگاهی از خیاط رسمی به حکومت دینی فیلم "پرو آخر" ساخته رضا حائری نشان می دهد که در ایران نیز این لباس است که نشانه شخصیت آدمها است جیم کیلتی (نشریه دیلی استار ؛ ده نوامبر 2008) ترجمه: حمیدرضا احمدی لاری سرانجام تهران هم به فستیوال های فیلم بازگشت. در جشنواره سینما حقیقت؛جشتواره بین المللی سینمای مستند ایران که دومین دوره خود را از15تا 19 اکتبر برگزار کرد چند مستند فوق العاده نمایش داده شد. در مراسم اهدای جوایز جشنواره، سه یا چهار فیلم ایرانی جوایز برتر را در هر دو حوزه رقابتی ملی و بین المللی به خود اختصاص دادند. سازندگان این فبلمها روشهای کاملا متفاوتی از مستند سازی را به کار گرفته بودند اما در این میان سه فیلم نشانه هائی از سینمای مستند خلاق ایران را نمایش می دادند. "تینار" از مهدی منیری توصیف زیبائی است از یک سال زندگی پسرکی نوجوان و ارتباط پاک ومعصومانه او با گاوهایش."سینما آزادی" ساخته مهدی طرفی،روایتی است تغزلی از پیدایش ،افول و سرانجام تعطیلی یک سالن سینمای مردمی در سوسنگرد، یکی از شهرهای عرب- فارس نشین خوزستان. فیلم " همه مادران من" کار مشترک ابراهیم سعیدی و زهاوی ساجوی مستندی تلویزیونی و مصاحبه محور است از وضع اسفناک آن دسته از خانواده های عراقی که بقایای جسد مردان شان در گورهای دسته جمعی کشف شده است. اما فیلمی که پرشور ترین واکنش ها را هم از سوی تماشاگران و هم از طرف هیئت داوران دریافت کرد،فیلم "پرو آخر" ساخته رضا حائری بود که تماشاگران ایرانی و خارجی را یک اندازه به قهقهه می انداخت.این فیلم سی دقیقه ای در بخش مسابقه فیلمهای کوتاه جایزه بهترین فیلم را از هیئت داوران دریافت کرد. موضوع این فیلم آدمی است که از یک طرف مشهور است و از طرف دیگر ناشناخته و گمنام. آقای عرب پور،خیاط برجسته شهر قم (مرکز روحانیت ایران) از سالها پیش از انقلاب اسلامی1979 نزد روحانیون شناخته شده قم شخصیتی نامدار است. دوخت قبا و عبا و عمامه بسیاری از روحانیون بلند پایه ، از آیت الله روح الله خمینی ،رهبر انقلاب اسلامی ایران تا آیت الله علی خامنه ای رهبر روحانی کنونی کشور و محمد خاتمی، رئیس جمهور اصلاح طلب پیشین بر عهده او بوده است. عرب پور به علاوه خیاط بسیاری از روحانیون برجسته غیر ایرانی نیز بوده است. از جمله موسی صدر که پیش از وقوع انقلاب اسلامی ایران درتاسیس جنبش التکفیرکه بعد ها به جنبش امل تبدیل شد در میان مسلمان شیعه لبنان نقش عمده ای بر عهده داشت.امروزه بسیاری از محصولات تولیدی آقای عرب پور به خارج از ایران صادر می شود. به دلیل جایگاه ویژه عرب پور در فضای سیاسی و مذهبی ایران و فروتنی و شوخ طبعی ظریف اش و نیز به خاطرتوانائی حائری در کارگردانی و تدوین، این فیلم کوتاه از محدوده یک فیلم چهره نگار بسیار فراتر می رود."پرو آخر"فیلم شوخ طبعانه ای است در باره تاریخ قشر روحانیون پس از انقلاب. فیلم در سه حالت متفاوت عمل می کند. اول ، سکانس " مگس روی دیوار" در مغازه عرب پور - که یکی از جذاب ترین سکانسهای فیلم است – که در آن، او به بعضی از روحانیونی که مشتری اش هستند اشاره می کند. دوم در شکل زندگینامه عرب پور که با صدای خود او در سراسر فیلم روایت می شود.او شرح می دهد که 58 سال پیش زمانی که برای فرار از خدمت سربازی به تهران گریخته، حرفه خیاطی را شروع کرده است.او می گوید تا پیش از این که در دوختن لباسهای روحانی شهره شود ، لباس افسران شاه را می دوخته است. و سرانجام نماهائی با دوربین مخفی ( اعم از عکس یا قطعات تصویر متحرک) در داخل مغازه عرب پور و نقاط مختلف شهر قم که در قاب تصویر یک دستگاه تلویزیون قدیمی نمایش داده می شود. فیلم با تصویری در قاب همین دستگاه تلویریون قدیمی آغاز می شود که در آن آیت الله خامنه ای در پایان یک سخنرانی تلویزیونی در حالی که کابل میکروفون های تلویزیون را از خود جدا می کند از دست اندرکاران ضبط برنامه می پرسد چطور بود. در جائی از فیلم سید جوانی به نام خوئی وارد مغازه آقای عرب پور می شود. عبارت” خوش آمدید آقای معصومیان" آقای عرب پور سید جوان را بر می انگیزد که سئوال کند چرا آقای عرب پور همیشه او را با معصومیان اشتباه می گیرد. خیاط جواب می دهد " او پسر عمر است – که بر خلاف خود او جانشین خلف پیامبر نیست" و با این گفته نشان می دهد که آنچه برای او نشانه تمایز است از نظر دیگران بی معنی است. پس از اینکه خوئی لباس سفارشی خود را می گیرد از عرب پور تشکر می کند و می خواهد مغازه را ترک کند. عرب پور او را دنبال می کند و به او می گوید که اجرت دوخت را نپرداخته است.خوئی لبخندی می زند و می گوید قبلا پرداختم. خیاط قسم می خورد که پولی نگرفته است. با حرکت سید به طرف در خیاط به طرف او می رود و بر سر او فریاد می کشد. شیخ خجالت زده،افراد گروه فیلمبرداری را نگاه می کند و مقداری پول به عرب پور می دهد. خیاط با خنده می گوید می بینید برای اینکه پولم را بگیرم چه کارها باید بکنم. گفته های عرب پور اگرچه پوششی پارسایانه دارد اما به نظر می رسد در اغلب موارد با سرزنش خطاهای مشتریانش همراه است. زیبائی " پرو آخر" را باید در همجواری مطایبه و طنز خیاط و تدوین هوشمندانه حائری یافت. یکی از سکانسها سرگرم کننده فیلم صحنه مربوط به آیت الله مجدالدین است ، روحانی تنومندی که با دو همکار لاغرتر به مغازه عرب پور می آیند.در این صحنه عرب پور چند بار با مراجعه به دفتر یادداشت اش به انواع لباسهائی که دوخته ( از قباهای ارزان تا لباده های گران قیمت) اشاره می کند و شرح می دهد که برای بعضی از مشتریانش به درخواست آنها جیبهای مخصوصی برای کیف پول بغلی ، موبایل و از این قبیل تعبیه کرده است. شیخ مجد الدین برای پرو یکدست لباس کامل به خیاطی آمده است. خیاط با لبخند به او می گوید حسابی نو نوارت می کنم. شیخ خطاب به دوربین می گوید چون عاقد است باید لباسهای آراسته ای داشته باشد تا زوجهای جوان خیال نکنند عاقدشان فقیر و بی نوا است. از تقلای خیاط لاغر و ضعیف جثه برای اندازه گیری دور شکم حجیم شیخ صحنه خنده دار دیگری خلق می شود. پس از اینکه عرب پور با زحمت اندازه دور سینه شیخ را می خواند می گوید "خدا حفظ ات کند"و با دیدن اندازه دور شکم بزرگتر او دوباره جمله را تکرار می کند. پس از این که لحظاتی چهره در هم کشیده عرب پور را در مقابل شکم شیخ تماشا می کنیم می بینیم که او سرانجام می تواند دست خود را دور شکم شیخ حلقه کند. خیاط همراه با یادداشت کردن رقم بزرگتر دور شکم شیخ، زیرلب می گوید: الحمد لله رب العالمین. شاه بیت فیلم آنجاست که در پایان صحنه روحانیون یک به یک موبایل های خود با زنگهای متفاوت را از جیب قبا در می آورند تا به تماسهایشان جواب دهند. اگرچه آقای عرب پور شرح کارش را با جملات و عبارات خنثی آغاز می کند، اما هر چه جلوتر می رود و ازنفوذ مد در لباس روحانیون صحبت می کند عدم رضایت اش از روحانیون جوان آشکارتر می شود. زمانی که عرب پور با افتخار حقه ای که برای دیدار رو در رو با آیت الله خمینی زده است را شرح می دهد کاملا معلوم است که او آدمی است مومن و معتقد. در واقع او لباس کاملا ساده آیت الله خمینی را به عنوان نشانه ای از زهد و تقوای او می داند . او توضیح می دهد که در بعضی ازحوزه های علمیه ممنوعیت پوشیدن شلوار بجای قبا کنار گذاشته شده و نیز این که امروز روحانیون اجازه دارند از ساعت مچی استفاده کنند و عمامه هایی بپوشند که موهایشان از زیر آن پیدا است. او از رئیس جمهور پیشین، محمد خاتمی یاد می کند که " بله او شلوارهای بسیار شیکی می پوشید. ما شلوارهای فوق العاده ای برایش می دوختیم " . فیلم "پرو آخر" مطالعه ای است در تاثیر متقابل تواضع و تبختر؛ نگاهی است به انسان در قلب دین سالاری. |
|
|