|
جزم ها و خرافات رایج در باب تحقیق در سینمای مستند ما محمدرضا فرزاد یکبار که توی تاکسی نشسته بودم و از سیل غرولندها و شکوه ناله های هر چند بحق این و آن سرنشین همراه، حسابی کلافه شده بودم به رسم عادتی که برای خودم هم ، هم آشنا و هم غریب است ، به یکباره یکی دیگر از گزین گویه های بالبداهه شفاهی ام را از آستین درآوردم که : حرف زدن از نحوست از خود نحوست بدتر است و گاهی باید دم نزد و قضیه را هم نزد. در این جا بود که راننده لب هایش را گرد کرد و طوری به من نگاه کرد که یعنی: " چی شد؟! داداش اگه ناراحتی پیاده شو! " گاهی نحوست شنیدن حرف های نحس تکراری، بدجور دامن آدم را می گیرد. یکی از آن حرف ها هم که جزء لاینفکی از گفتار رسمی ، رسانه ای و مدیریتی جامعه ما شده ازقضا تاکید و اصرار پردریغ و افسوس بر " ضرورت امر تحقیق و پژوهش " است. اما رسانه ها و مطبوعات ما تنها اندام های تکثیر بازتولید این گفتار نیستند، امروز این بیان ، خود را به گفتار غیر رسمی ، محفلی و خودمانی تمامی قاطبه ملت فهیم و نوآور ما تسری داده ؛ حالا توی تاکسی ها و دور سفره ها هم بر ضرورت امر تحقیق – در کنار تحقیق و البته تفحص در باره خواستگار دختر خانواده – تاکید فراوان می شود. خلاصه الان دیگر هرکس تحقیق نکند قاطی آدم نیست. اما هر کس نداند من و تو که می دانیم چه خبر است. بعضی ها از این راه نان می خورند. وگرنه ما کجا و تحقیق کجا؟ به قول والتر بنیامین، تکرار و تکثیر ، هاله تقدس اسطوره ای هر امری را زائل و ضایع می کند ، جذبه و افسونش را می گیرد. من که هر چه این قماش حرف های تحقیق محورانه را می شنوم بیشتر یقین می کنم که دست های پنهانی سعی در تکثیر فله ای ، بی رویه و تاسف بار این گفتار و به تبع آن تخفیف و تضییع هرچه تحقیق است، دارد. از بنده کمترین که چند سال اخیر عمر ناچیزم را صرف همین کار شریف و مقدس کردم بپرسید: همین تحقیق و پژوهش در سینمای مستمند مستند. حالا که حرف پیش آمد بگذارید نه از باب تعریض که از سر درد دل چند کلامی مصدع اوقات شوم . اخیرا در راستای همان ارج نهادن به تحقیق شاید یا از باب عقب نماندن از قافله ، بسیاری از رفقای مستندساز – که اتفاقا در مقایسه با خیلی از جماعت بساز بفروش سینمای داستانی ، اهل تحقیق و تدقیق و بحث و فحص و مطالعه اند- این بانگ تاریخی لبیک را گفته و بر این ضرورت سرسپرده اند و ناگزیر این سو و آن سوی، چراغ به دست، سراغ محققان شهر را می گیرند. غافل از آن که فی الواقع بخش اعظمی از تحقیق، باید پیش از حصول و وصول طرح صورت گیرد. تحقیق، امری پیشینی ست که حدود و ثغور طرح را ترسیم می کند. تحقیق ، مقدم بر طرح است و اگر چنین دانسته و بایسته شود طرح و ایده را پخته تر و مسیر کار را هموارتر می کند. گاهی می شود کارگردانی که شعف زده از کشف اولیه موضوع، بی آن که تحقیق کافی کرده باشد، به ناگهان سراغ محقق می رود و از او طلب انجام تحقیقات میدانی یا کتابخانه ای می کند، در میانه راه پی ببرد که اصلا آن طور که باید موضوع را دوست نداشته، یا نمی شناخته است، گاه درمی یابد که موضوع چه ابعاد وسیعی دارد و در شرایط فعلی، ساخت فیلمی بر آن اساس ناممکن است. و چه می شود؟ دست از پا درازتر به خانه اول بر می گردد. و چه کسی تاوان راه نرفته را می دهد؟ البته محقق شریف و سر به زیری که در اغلب موارد عضو بی جیره مواجب ماجراست. این که گفتم یکی از مکافات تحقیق پس از طرح است. مابقی بماند برای بعد. حرف بسیار است و وقت، کم. دسته ای اصلا نمی دانند تحقیق برای یک فیلم مستند با تحقیق برای کتاب یا هر محصول فرهنگی دیگر فرق می کند. تمام کتابخانه ها و آرشیوها و مدارک اسناد تصویری و مکتوب، کلی نوار صوتی و تصویری را برایش بقچه می کنی و می بری اما هنوز دوست عزیز نمی داند که چه می خواهد. این که خروجی تحقیق برای یک فیلم مستند چیست و چه می تواند باشد. نقشه ، فیلم متحرک ، عکس ، نشانی ، صدا ، آمار و ارقام ، .....؟ من که می دانم بسیار بیش از این هاست. برای یک مستند شخصیت نگار و یا فیلم-پرتره چه تحقیقی متصورید؟ اگر شخصیتی که برگزیده اید از افراد بسیار معمولی جامعه باشد که منابع چندان صوتی و تصویری و مکتوبی از او بر جای نباشد ، محقق چگونه می تواند به کمک شما بیاید؟ بسیاری از دوستان فروتن و مهربان ما که لطف بسیار هم دارند محقق را با آرشیویست ، کلکسیونر یا پادوی سمساری اشتباه می گیرند. آیا مسئول یافتن هر شی یا فرد عتیقه ای بر دوش محقق است؟ آیا محقق یک نیروی فکری و مشاور کارگردان نیست؟ تجربه بنده نشان می دهد که محقق در این سینما باید هم تحقیق و فیش برداری و اسکن و مصاحبه بکند هم آب حوض بکشد و مردم را خفه کند. همین جا باید از جزم ها و خرافه های رایج در صنف مستندسازان هم چیزی گفت. این که بعضی چنین فکر می کنند که تنها مستندهای تاریخی و باستان گرا به تحقیق نیاز دارد. حالا بماند که جوایز و داوری های جشنواره های فیلم مستند خود نقش بسیار مخربی در ترویج این پندار باطل بازی کرده اند. (این هم رازی بین ما: من خودم از مواهب میلیون میلیونی یکی از این خرافه ها نصیب برده ام و نقدا عمارتی مجلل دارم با تالارهای وسیع که درب آن مثل دل خود ما به روی همه باز است) چه بخواهیم چه نخواهیم در این سال ها تحقیقات مستندهای شخصیت نگار کمتر دیده شده اند. چرایش را از اهالی صنف و داوران محترم جشنواره ها بپرسید. متاسفانه عقل داوری در این دیار به چشم اوست. بخش وسیعی از کار تحقیق در محصول نهایی ، که فیلم باشد ، دیده نمی شود. و این تقدیر محقق سینمای مستند است که همواره در سایه کارگردان زیست کند. اگر کارگردان فیلم بقاعده و چشمگیری بسازد ، تحقیق کار هم هی ! دیده می شود اما اگر نه ؟ در اغلب موارد تحقیق خوب آثار بد ، هرگز دیده نمی شود و بدین معنا ، تحقیق و محقق سینمای مستند هویت مستقلی ندارد که هیچ ، طفیلی هستی مستندساز است. و اگر کارگردانی از نتیجه تحقیقات پژوهش گر خود ، بهره گیری اندک یا نسنجیده ای برد، چه؟ خودتان می دانید. من که خود به چشم دیده ام ، شاید نیمی از تحقیقات بنده در بهترین شرایط در فیلم نهایی بازتاب داده نمی شود. حال در چنین شرایطی ، قضاوت درباره قوت و ضعف پژوهش چگونه میسر است. به زعم بنده که چنین داوری ، مخدوش است . ( و ای کاش به قول شاملو : داوری....داوری .... داوری...درکار نبود. ). یکی دیگر از جزم ها – و چه عرض کنم – جفایی که بر حق محقق و بسیاری دیوارهای کوتاه تر دیگر، چون تصویربردار و تدوینگر و صدابردار ، می رود عدم شمول و دخول این جماعت در صنف سینمای مستند است انجمن مستندسازان، انجمن کارگردانان فیلم مستند است. حال اگر این کارگردان یک یا دو فیلم نیم بند مستند ساخته باشد هم لابد شآن اش اجل از کارگران خستگی ناپذیر صحنه ی فیلم یعنی تصویربردار و صدابردار و دیگران است دیگر. هرچند می دانیم کلا حلوایی خیر نمی شود. اما به هر حال پاسداشت حرمت ها و رفع سلطه و ستم بر ضعفا نیز از آموزه های پربرکت دیگری ست – چون تحقیق پیش از ازدواج – که در فرهنگ رسمی و غیررسمی ما بر آن تاکید بسیار رفته است. جزم ها و خرافات دیگر هم بماند برای بعد. کمترین محمدرضا فرزاد |
|
|