|
چند نكته و نظر پیروز كلانتری جشنواره پر بود از فیلم های ضد آمریكایی، آن هم از جنس سیاسی اش، كه در سال های اخیر تبدیل به یك جور "مد" شده و بیش تر فیلم های مستند نامزد و برنده اسكار از میان آن ها بوده است. به حساب دغدغه این روزهایم ( چرا مستند سیاسی نمی سازیم؟) باید خوشامدگوی این فیلم ها و این فضای جشنواره باشم، چون فیلم خوب هم در میانشان بود و یادمان می داد كه چگونه فیلم سیاسی بسازیم. اما چون می دانم كه قصد و غرض، آموزش مستند سیاسی به من و ما نبوده و برنامه ریزان جشنواره از این تأثیر ناخواسته بی خبر بوده اند، و به علتی دیگر، با این رویكرد مشكل دارم. و اما آن علت دیگر. در سال های اخیر و عمدتا" پس از واقعه 11 سپتامبر و بالا گرفتن مسائل و معضلات جامعه آمریكا، در خارج و داخل این كشور، سینمای مستند آمریكا كه در دهه های 60 و 70 زنده و پرشور بود، دوباره در حال جان گرفتن و مهم شدن است. فیلم های مستند سیاسی (عمدتا" ضد سیاست های جهانی دولتمردان این كشور) بخشی از حاصل این خیزش و حركت تازه است و بخش پنهان، اما جذاب تر مستند امروز آمریكا، مستندهای اجتماعی و درگیر با مسائل درون این جامعه است. در دو سه سال اخیر، در ایران و در یكی دو جشنواره خارجی، تعدادی از این فیلم ها را دیده ام كه مرا مشتاق دیدن فیلم های دیگر این فضای تازه سینمای آمریكا باقی نگه داشته است. نمونه اش فیلمی بود به نام اردوی مسیح،در باره اردویی برای كودكان آمریكایی كه در آن، تمامی برنامه ها مملو از نمایش های هیستریك مذهبی بود و لا به لایش می دیدیم كه چگونه این اردو و برنامه هایش، با فعالیت های سیاسی نزدیكان و هواداران جرج بوش پیوند خورده است. رویكرد مشاهده گرانه و غیر سیاسی فیلم كه در عین حال، و بی آن كه راه عوض كند، نمایش گر یك سازوكار پیچیده سیاسی هم بود، برایم جذاب بود. جست و جوی این فضای پر ملاط تر از مستند امروز آمریكا و نمایش آن در جشنواره كار سختی نبود. *** روز آخر جشنواره یك نمونه از این گونه فیلم ها را در جشنواره دیدم كه می دانم برای نمایش بی مبالاتی دولت آمریكا در جریان فاجعه طوفان نیواورلئان این كشور انتخاب شده بود، اما لطف و تأثیر ماندگار فیلم در جای دیگری بود. فیلم، مشكل آب نام داشت و با تصاویری از یك ویدئوی خانگی شروع می شد كه راوی پشت دوربین با حس و لحن بذله گویانه شروع بارش باران منتهی به سیلاب و توفان "كاترینا" را گزارش می كرد و در همان حال ابراز امیدواری می كرد كه یك فیلم خوب از این میان بیرون بیاید. مشكل آب آن فیلم است كه البته توسط دو فیلم ساز حرفه ای، با استفاده محدود از راش های لحظات آن توفان و سیلاب خانه برانداز، اما در همراهی با زن و شوهری كه آن راش ها را گرفته بودند و یك دوست آن ها و دو هفته بعد از واقعه فیلمبرداری شده است. فیلم، به رغم آن شروع پر التهاب و اهمیتی كه واقعه در خود داشته، یك فیلم واقعه پرداز نیست و بیش از هر عمل دیگری، در سركردن با این سه نفر و پرداخت پرسه زن اما ریزپرداز حسیات و روابط آن ها، در میان خود و با دیگران، به معرفی و شناخت آدم های درگیر با این فاجعه، و نمایش فاجعه همیشگی و پایدار رها شدگی شان در فقر و اعتیاد، در جامعه ای ثروتمند، نزدیك می شود. فیلم، ضمنا" نمایش گر اهمیت و ارزش امكانات دیجیتال است كه در صحنه های اولیه، همچون چشم و دل آدم پشت دوربین عمل می كند و به ثبت لحظاتی می انجامد كه برانگیزانندگی اش از جنس متفاوت با هر دوربین و نظاره گر حرفه ای دیگری است. در این جا هم، همچون آن فیلم قبلی، اردوی مسیح، مسئله و موضوع اصلی كار فیلم ساز، افشای عدم لیاقت و بی توجهی دولت آمریكا در اطلاع رسانی به مردم و رسیدگی به آن ها بعد از واقعه نیست، گرچه در لابه لای سر كردن با آدم ها و زندگی ها، و بسیار باورپذیرتر، این مسئله هم در می آید. *** بالاخره بخش های جشنواره كه دو تایی بود، سه تایی شد (مستندهای كوتاه، میان مدت و بلند)، آن هم با پز تقاضای هیأت داوران، كه روشن است بهانه و سیاست كاری است ومدیریت جشنواره زودتر از این ها تغییر عقیده داده بود. نمی دانم چه اصراری بر دنبال كردن یك امر غلط وجود داشت ؟ جشنواره تا مرحله داوری دو بخش داست : كوتاه و بلند. 10 فیلم بلند از میان بیست و خورده ای فیلم انتخاب شد و 50 فیلم زیر 60 دقیقه از میان حدود 470 فیلم ! هنوز هم فكر می كنم با این تركیب از فیلم ها، تصمیم درست تر رسیدن به دو بخش زیر 50 دقیقه و بالای آن بوده است، تا هم تناسب عددی بهتری پدید آید و هم به واقعیت كنونی سینمای مستندمان كه در حال گذار از فیلم های كوتاه به فیلم های میان مدت ( و بعد از آن فیلم بلند) است، نزدیك تر باشد. اما انتخاب ده فیلم از میان بیست و خورده ای فیلم هنوز هم ذهن را قلقلك می دهد. |
|
|