در پاسخ به دغدغه پیروز کلانتری درباره مستند سیاسی

 احمد زاهدی

ahmadzahedi@gmail.com

 دوست عزیز ما پیروز کلانتری نوشته است: «این كه چرا در جامعه ای تا این حد سیاسی فیلم سیاسی نمی سازیم، فكرم را مشغول كرده و رهایم نمی كند.» اگر می شد که نوشت و نوشته ها را منتشر کرد، شاید پاسخی صریح و آشکارا به این دغدغه دوستمان، پیروز خان می دادم.

اما دریغ و درد

که صیادها به خشم...

زیستن در جامعه بسته که حافظه تاریخی اش را به خاطر شدت و توالی رویدادهای هر روز بیشتر از دست می دهد، جامعه ای که خاطره ی بصری ندارد و اساساً تصویرگری در آن هنری نامحرم محسوب می شده، جامعه یی که بنیان هایش بر استبداد و اختناق استوار بوده و هست، دیگر جای نوشتن و طرح واضح چنین دغدغه هایی را فراهم نمی آورد.

دوست عزیز، پیروز کلانتری، شما فیلم مستند زیبای خیابان های ناتمام را با موضوع شعر شهری معاصر ساخته اید. آیا تنها در یک نمای آن توانسته ای به این اشاره کنید که در خیابان های ناتمام این شهر، چه بر شاعران ما رفته است؟

نکته دیگر اینکه اساساً فیلم سیاسی چیست؟ آیا سخن گفتن از سیاست، آنگونه که رسالت روشنفکر است، یعنی انتقاد، مجاز است. تنگ تر شدن روزانه دایره مجاز و غیر مجازها (بخوانید خودی و غیر خودی) آنقدر واضح است که عده ای هر چه ـ منجمله سینمای مستند ـ را تیول خود کرده و امکان رشد و بالندگی را از نوآمدگان می گیرند. همین است که سینمای مستند کارت پستالی و تقلید از الگوهای فیلمهای محبوب حکومت (مثلاً سینمای مجید مجیدی) در سینمای مستند، سینمای که بی خطر، از دید بالایی ها باشد و پرسش برانگیز نباشد، مطرح می شود و تنها «تنهایی»ها مجاز می شوند...

البته اینطور نیست که سینمای مستند سیاسی، حتی از نوع مستقیم آن وجود نداشته باشد، یا وجود نداشته. پیش از انقلاب این گونه سینمای مستند نیز در ایران وجود داشته (فیلم کرامت دانشیان به نام دولت آباد) و همین طور آثار مستند کامران شیر دل که جایش و گرامی داشت تلاش هایش این روزها خالی است. و اکنون نیز کافی است سری به سایت هایی مثل یوتیوب یا گوگل ویدئو بزنید و ببینید تا مستند که این روزها گونه محبوب این سایت های ویدئویی هم هست، چه اندازه سیاسی شده و چه اندازه هم در فضای زیر زمینی با تکیه بر تکنولوژی دیجیتال، فیلم مستند سیاسی در ایران تولید می شود.

اگر مراد فضای رسمی باشد که آن را باید با همان آقای محمودی، روحانی سینما خوانده، در میان گذاشت که...

سخن بسیار است دوست عزیز و مجال اندک. امکان نشر همین چند خط هم احتمالاً ناممکن، به هر حال می توانیم با انتخاب راه مستقل و با چشم نداشتن به جوایز جشنواره ها و تمجیدهای حکومتی، سینمایی سیاسی، منتقد و پیشرو داشته باشیم. سینمایی که تغییری بنیادین را تصویرگر باشد و نشان دهد که به راستی جهان دیگری ممکن است. 

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]