در حوالی این روزها ... (3)

امیر حسین ثنائی

1

دیروز عصر، دوستی توی سالن انتظار کشیدم یه طرف و آهسته گفت: انگار خیلی تحت تاثیر نوشته ی روزنامه ی اعتمادی؟! تعجب کردم و پرسیدم جریان چیه؛ گفت چند روز پیش توی این روزنامه، رضا درستکار هم در یه نوشته ای به فوتبال و کنترات اشاره کرده؛ براش توضیح دادم که اون مطلب رو نخوندم، اما طبیعی، مثه یادداشت های دیروز من و رضا که به دو نکته ی مشترک اشاره کرده بودیم؛ ولی مگه صدای سوت و دست زدن تماشاگرای فوتبال توی سالن هنگام پخش فیلمها رو یادش رفته؟ بعدشم براش توضیح دادم که روی صحبتم در مورد کنترات روزنامه ها و روزنامه نگارها و منتقدین و خبرنگارا بودن؛ نه برگزار کننده ی جشنواره که حقشه برای کاری که می کنه تبلیغ بکنه. روزنامه ی تخصصی هم چون مستقله برای فراهم کردن بخشی از هزینه هاش می تونه این کارو بکنه. اما سوئال اصلیم این بود که پس تکلیف خبرها و نوشته های تولیدی چی می شه؟ و در طول سال و بدون بهانه ی جشنواره چرا به سینمای مستند پرداخته نمی شه ... ؟

2

به بهانه ی اشاره ی اون دوست مطلب آقای درستکار رو توی روزنامه ی اعتماد خوندم. دوستم راست می گفت، کلمه های فوتبال و کنترات در یادداشت ها مشترک بود. اما یه چیزی هم برام جالب بود؛ آقای درستکار هم در بین حرفای فوتبالیش به جشنواره ی سینما حقیقت اشاره کرده بود و این که خروجی این جشنواره چیه؟ فکر می کنم جواب به این سئوال یه وقته دیگه می خواد و یه فرصت مناسب که بشه به همه چی درست نگاه کرد و پرداخت؛ اما ... می شه لطفا بگین فیلمهای حاجی گولیت و رضا جوجه که آقای درستکار به تهیه کنندگی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و کتابی که ایشون برای مرکز منتشر کردن، خروجی کجان؟

3

نوشتن نقد و یادداشت یکی از خوبی هاش می تونه این باشه که باب بحث و گفتگو رو باز کنه؛ بعد از این که دیروز به عدم چاپ کاتالوگ جشنواره اشاره کرده بودم؛ یکی از دوستای دست اندرکار جشنواره برام توضیح داد که چرا این اتفاق افتاده؛ اون می گفت که تا آخرین دقیقه ها خیلی از کارگردانهای ایرانی و خارجی عکس خودشون و فیلمهاشون، یا اطلاعات فیلمها رو به دفتر روابط عمومی جشنواره نرسوندن و یا ...، که خود این مسئله مشکلاتی رو به وجود میاره که همه چی با تاخیر همراه باشه و ... . راستش توضیحات این دوستمون و درد دلاش که خیلی هم زیاد بود؛ به نظرم منطقی بود و درست... .

4

دیشب بعد از پخش فیلم 444 روز ساخته ی محمد شیروانی، جشنواره اولین جنجال رو به خودش دید. آقایی که فیلم رو دیده بود با فریاد در سالن اعتراض می کرد که این فیلم دروغ می گه و خیلی حرفها رو نزده و یه فیلمه ... ؛ شیروانی توی اون شلوغی مردمی که سعی می کردن اون آقا رو با یه هویت مشخص! آروم کنن، خودشو رسوند و فقط یه جمله گفت: من فقط یه فیلم ساختم و حرفم رو زدم، شمام می تونین خیلی آروم بیاین و حرفتون رو بزنین ... .  

5

کاری به سیاست های سینمایی ندارم؛ این که هر جشنواره ای هم با مشکلاتی مواجه می شه تا حدودی فکر می کنم که طبیعیه، اما توی این وضعیتی که چهار تا مستند به دستت نمی رسه تا ببینی، واقعا این جشن غنیمتیه. می گن توی فرانسه در هر ماه متوسط یک و نیم جشنواره هنری در حال برگزاریه. من که راستش خیلی داره بهم خوش می گذره، می شه این جشنها تموم نشن؟!

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]