فرهاد ورهرام

 

(بدون ترتیب و بر مبنای الفبا):

ایران در اعلان

باد دبور

به کجا تعلق دارم؟

ترانۀ اندوهگین کوهستان

تیشتر

تینار

روزهای بی‌تقویم

سرخ

کارت قرمز

هفت فیلم‌ساز زن نابینا

 

حالوهوای تازه

پس از فیلم یاد و یادگار که کارگردانی آن به طور مشترک با مصطفی رزاق‌کریمی انجام شد، حدود هفت سال از ایران دور بودم. بجز موارد اندک، از تولید فیلم مستند در ایران بی‌خبر بودم و گاه با مراجعه به اینترنت در جریان تولید فیلم‌های مستند در ایران قرار می‌گرفتم. با گذشت زمان، نام فیلم‌سازان نسل قبل و هم‌نسلان من کم‌تر و نام‌هایی جدید که به مستندسازی روی آورده بودند پر‌رنگ‌تر می‌شد. اغلب، مستندسازان جوانی توانسته بودند در جشنواره‌های داخلی و خارجی موفقیت زیادی کسب کنند.

سال 1383 به دعوت کامران شیردل برای داوری جشنواره کیش به ایران دعوت شدم. در این جشنواره با تعداد زیادی از فیلم‌سازان جوان آشنا شدم و حضور پررنگ آن‌ها نسبت به مستندسازان قدیمی برایم جالب بود. در این جشنواره، دو فیلم‌ساز زن جوان توانستند جایزه اصلی و جایزه اول را از آن خود کنند. مهناز افضلی با فیلم متهورانه‌اش به نام زنانه و فرحناز شریفی با فیلم شاعرانه صدای ماه.

بعد از فیلم یاد و یادگار تصمیم داشتم فیلم‌سازی را کنار بگذارم و در فضای آرام وین دست‌نوشته‌های سال‌ها سفر را تنظیم کنم و به انبوه نگاتیوها و اسلایدهایم که به قول دوستی در گونی آرشیو شده بودند، سر و سامانی دهم. فیلم‌های جشنواره کیش و روحیه مستندسازان جوان که تفاوت بسیاری با نسل من داشتند، مرا به تولید دوباره فیلم تشویق کرد. با اولین پیشنهاد، درگیر پروژه‌ای شدم و با یکی از همان جوان‌های جشنواره کیش، مهدی منیری، همکاری داشتم.

شرکت در هیأت انتخاب جشن خانه سینما و جشنواره آوینی باعث شد تا حدود هزار فیلم مستند ببینم و با انواع تولید در سینمای مستند امروزمان آشنا شوم. رو آوردن جوان‌ها به مستندسازی و فعالیت انجمن مستندسازان و انجمن تهیه‌کنندگان سینمای مستند، باعث برگزاری جشنی مستقل برای فیلم‌های مستند در دل جشن سینما شد و شرایطی پدیدار شد تا سینمای مستند به طور مستقل مطرح شود و همانند رفتار جشنواره فجر با سینمای مستند، در سایه سینمای داستانی قرار نگیرد. با برگزاری نخستین جشنواره بین‌المللی فیلم مستند «سینماحقیقت» با همت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، نیرویی تازه به کالبد سینمای مستند دمیده شد. حضور تعدادی فیلم ارزشمند مستند خارجی، حضور مستندسازان خارجی، حضور جوان‌ها و علاقه‌مندان مستند و بحث و گفت‌وگوها، برگزاری کارگاه های مستندسازی و انتخاب چند طرح مستند از میان طرح‌های ارائه شده، فضایی نو برای سینمای مستند ایران ایجاد کرده بود. گروه ما (گروه مطالعات سینمای مستند) با حضور دائم در طول جشنواره ارتباطی صمیمی با فیلم‌سازان جوان برقرار کرد. این گروه که حدود دو سال و نیم پیش شکل گرفت، با نشست هر ماهۀ هشت نفر از مستندسازان که اغلب آن‌ها سال‌ها است وظیفه مطالعه و تحقیق در سینمای مستند را به عهده دارند، تصمیم گرفتند تا از میان فیلم‌های نمایش داده شده در سال 1386، هر کدام ده فیلم مورد علاقه خود را انتخاب کنند. ده فیلم انتخابی من از میان 39 فیلمی که همه گروه آن را دیده بودند، دارای امتیاز برابر است. البته در چند سال گذشته که موفق به دیدن بیش از هزار فیلم مستند شده ام، تعدادی فیلم ارزشمند بود که متأسفانه تمامی گروه موفق به دیدن آن‌ها نشده بودند. به همین لحاظ طبق ضوابطی که برای انتخاب ده فیلم مقرر شده بود، آن‌ها را در انتخابم منظور نکردم.

دسته‌بندی موضوعی خاصی را برای انتخاب منظور نکردم، اما در عمل فیلم‌های منتخب از تنوع در موضوع برخوردار شدند. کارت قرمز بجز ویژگی‌های آن، بین مرز واقعیت و حقیقت در جریان است. در تینار، در بستر رگه‌های پنهان خشونت خانواده و در دل طبیعت به تماشای رابطه عاطفی کودکی با دام می نشینیم. در تیشتر آیین‌های سر برآورده از اعصار کهن، در جریان سیال زندگی حال قرار می‌گیرد. به کجا تعلق دارم؟ سرنوشت زنان ایرانی هم‌زبان با کشوری دیگر است که همانند برده در زیر بار خشونت رفتارهای قبیله‌ای سر خم کرده‌اند. باد دبور نگاهی نافذ و نقادانه به جامعه‌ای بزرگ است که حرکت امواج تصویری فضاهای شهری و روستایی و عشایری آن را در می‌نوردد و در نهایت خوراک فکری برابری را در مقابل همه آن‌ها قرار می‌دهد. سرخ، تجربه‌ای است جدید در سینمای مستند. استفاده از تکنیک حرفه‌ای فیلم‌برداری، نورپردازی، صدا و استفاده از چهره‌های مقبول جوان‌ها برای تأثیرگذاری بیش‌تر بر تماشاگر. ترانه اندوهگین کوهستان، برقراری ارتباط عاطفی با فضا و موضوع. بدون برانگیختن حس ترحم، غم انسان‌های فیلم به تماشاگر منتقل می‌شود. ایران در اعلان پژوهش جدی، انتخاب مناسب تصویرهای آرشیوی و لحظه‌های طنز، در ذهن هر تماشاگر بخشی از خاطره‌ها را زنده می‌کند. روزهای بی‌تقویم، رابطه عاطفی نهال‌هایی جوان که به انتظار سوختن ریشه‌های خود، از پنجره بازداشتگاه نظاره‌گر دنیای بیرونی هستند. هفت فیلم‌ساز زن نابینا، تجربه‌ای نو در مستندسازی، انتقال احساس دنیای تاریک فیلم‌سازان از دریچه لنز دوربین به تماشاگر.

محدودیت انتخاب ده فیلم، دیگر فیلم‌هایی را که دوست‌شان دارم از قلم انداخته است. به‌خصوص آقای هنر، نزدیک‌تر از نفس، زندگی در تصویر، تهران انار ندارد، گیسوی آشفته من، مالا و ساز مخالف.

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]