|
بحران های کلانشهر در آیینه فیلم مستند احمد میراحسان ظاهراً چیزی به نام سینمای مستند به طور کلی و سینمای مستند دیجیتالی به طور ویژه با پدیده ای به اسم کلانشهر ارتباط خاصی ندارد. اما در واقع تولد سینما با تولد و پیدایش کلانشهرها در سرمایه داری متاخر نسبتی درونی دارد که جدا از آنکه هر دو نشان انباشت دانش و تکنولوژی و سرمایه در مرحله ای از حرکت و توسعه به هم پیوسته شان محسوب می شوند ، در موارد جزئی تر نیز ارتباطی درونی دارند و به نیازهای مادی و ذهنی یکدیگر پاسخ می دهند. از این مواردف پدیده هایی هستند که ظرف وجودی و شکل بودن هر دو را تعریف می کنند: 1-زمان در کلانشهر و زمان در کنش دیجیتالی و ثبت و سند دیجیتالی کلانشهر در سینمای مستند. 2-کثرت و نقش آن درموجودیت کلانشهر وسرشت کثرت گرایی فیلم مستند دیجیتالی . 3-فضا در کلانشهر و فضا در سینمای مستند 4-سرعت همچون امر ماهوی در کلانشهر و سینمای مستند دیجیتالی 5-بحران های کلانشهر و ثبت مستند دیجیتالی نکات دیگری که در گفت و گوی کلانشهر و سینمای مستند دیجیتالی به شکل وجودی و مرابطه شان بستگی دارد، عبارتند از : 1-آبستنی 2-بداهت 3-دیالوگ 4-برهنگی ، پرده بردای ، عریانی 5-بازی / طبیعی گرایی ـ مجازی سازی 6-سرکشی و گسترش حد و امکان تخطی 7-فردیت 8-زانورانگی 9-انسان و اشیا (رابطه انسان ها با هم، رابطه انسان ها با هم و اشیا و اشیا با هم ) در واقعیت کلانشهر و در واقعیت تصویر مستند دیجیتالی سینمای مستند از همان لحظه وبدو تولد، درست زمانی که به خود آگاهی یافت، تمنا و یک ضرورت و یک کشش برای تبدیل آنالوگ به دیجیتال و سیستم های سریع تر ، ساده تر در کاربرد و پرتحرک تر در آن شعله می کشید. همان گونه که شهر مدرن در زهدان خود رویای کلانشهر را می پرورد و این توسعه و تولد نو یک امر ضروری و ذاتی بود که ضمناً بر کیفیت زندگی و رابطه انسان با انسان و انسان با اشیا تاثیر نهاده است. نکته ای دیگر هم که مایلم با آگاهی به آن گفت و گو را پیش ببرم، تمایز یک کلانشهر در جامعه ای مدرن و پیشرفته با تهران است. بدیهی است که تهران محصول عبور ما از یک جامعه سنتی به یک جامعه مدرن است و همان گونه که تاریخ دویست ساله اخیر ما حامل همه تمایزهای عینی و ذهنی با تاریخ کشورهای مدرن است، شهر بزرگی هم که از متن مدرنیزاسیون ایرانی سر برآورد طبیعتاً دارای این تمایزات است. بدیهی است که در اینجا فرصت بحث درباره اینکه تهران یک کلانشهر است یا نه، و یا کلانشهر خاصی است یا نه ، وجود ندارد. ما در مقیاس تجربه خود از تبدیل شارستان به شهر مدرن و شهر مدرن آغاز قرن بیستم به شهر بزرگ آغاز قرن بیست و یکم و تهران امروزی می توانیم سخن گوییم و با همه تمایزها . بدون تردید وجود تهران مقدم بر تعبیر و تفسیر و ذهن شناساگر تهران است و مسلم است که تهران بزرگ با ویژگی های خاص خود وجود دارد که البته در این میان ، هم بحران های این کلانشهر ایرانی و هم سینمای مستند ما و نسبتشان ،و نیز نحوه بازتاب بحران ها در آینه این سینما قابل شناسایی و بررسی است . مسیر انسان برای کسب قدرت تولید بازنمایی و تصویر متحرک مستند و مسیر انسان در توسعه شهر مدرن موضوع جالبی است ، به ویژه در متن تجربه دموکراسی و دریدن نقاب قدرت و پایان دادن به پرده پوشی سنتی و امکان تماشای شهر و بحران هایش در تصویر ، و توان لمس شهر به وسیله دوربین مستند. تجربه سینمای مستند یکه است. در فضای آزادی های مدرن وحمایت قانون از شهروندان برای کسب اطلاعات از شهر و مهم تر از آن ضرورت های حیاتی خود قدرت مدرن برای برخورداری و بهره برداری ازمواهب دموکراسی در شناخت ژرف و علمی محیط زندگی و رابطه انسان و اشیا ، سبب اوج گیری رشد تصویر مستند و نقش آن در زندگی شهری مدرن شد. البته چالش قدرت وشهروندان بر این حق کسب اطلاع در شهر بزرگ را نباید ندیده گرفت. عدم امکان حضور سیستم آنالوگ و تصویر واقعیت در کلانشهرها و ضرورت تکنولوژِ پرتحرک برای سرکشیدن به همه اکناف پیدا و پنهان شهر برای آنکه واقعیت تصویر با تصویر واقعیت نسبتی پویا و متناسب با سرعت و کثرت و فضای تودرتو و پرتحرک کلانشهر بیابد، نکته بسیار ارزشمندی است که ما را به ارتباط درونی توسعه کلانشهرها و توسعه وسع داشتن تصویری از خود به نحو عریان و توسعه تمایل برهنه شدن، داشتن تصویر از امعا و احشا و زهدان و آبستنی و جنین های درون رحم شهر متوجه می کند. این تمایل برای توسعه تمایل به ثبت بحران های شهر بزرگ را باید ضمناً با رشد امکان سرکشی در کلانشهر و تخطی و حفظ فردانیت و گریز از سیطره و محدودیت های قدرت و بویژه با توسعه یک روح زنورانه ، تمایل به حرف زدن ، عریان کردن ، نشان دادن ، تصویر کردن، پرگویی ، و لیبرالیته مورد بررسی قرار داد. در اینجاست که سینمای مستند، جدا از آنکه در همه وجوه صنعت ، شهرسازی ، معماری ، پزشکی ، محیط زیست ، جامعه شناسی ، ارتباطات ، گردشگری ، انسان شناس و روان شناسی کلانشهر حضور به هم می رساندو در ارتباط با فعالیت های بخش خصوصی و دولتی ، اعم از آموزش ، تولید ، خدمات و .... به ثبت تصویر می پردازد، از منظر تصویر انتقادی بحران ها و مسایل کلانشهر هم فعال می شود. و مهم تر از همه ، اخیراً درشهر مجازی،فیلم های دیجیتالی درحوزه شهر مجازی شهرهای مجازی دو بعدی و سه بعدی ، پایگاه های شهری مجازی و شهرهای مجازی واقعی نقش ایفاد می کنند. شهرهای مجازی واقعی به یمن تصویر دیجیتالی به صورت کاملاً نزدیک با واقعیت فضهای شهری را بازسازی می کنند و به مراجعه کنندگان امکان می دهند که درون آن جابه جا شده و احساسی نزدیک به قدم زدن در یک شهر واقعی داشته باشند. البته این پیشرفت مستقیماً به تصویر و دیجیتال بستگی دارد و می تواند در لبه واقعیت و ناواقعیت و پرسش از واقعیت تصویر مستند مورد بحث قرار گیرد. اما ، گذشته از نقش دیجیتال فضای سایبرنتیک به مثابه فضای شهری و ارتباط آن با پرسش مستند، ما عمدتاً به ارتباط سینمای مستند با پیدایش یک کلانشهر جدید در شرایط ایران و بحران هایش توجه داریم. رشد جمعیت و بحران های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اخلاقی و محیط زیستی ، مسایل بحرانی پیرامون زندگی و حرکت جوان، زن و کودک درکلانشهر ، بحران های ساختاری و فیزیکی و بحران های ذهنی و روانی ، بحران های ساختاری و فیزیکی و بحران های ذهنی و روانی ، بحران های مربوط به مهاجرت ، نقل و انتقال و ارتباطات و مسکن و جرم و بزه و حقوق شهروندی و بحران اوقات فراغت و آلودگی و اعتیاد و مسائل جنسی و حاشیه نشینی و آموزشی مصرف و از خودبیگانگی و زندگی زبان ها ، نژادها و ادیان در کار هم و بحران رابطه قدرت و اهالی کلانشهر و پرسش آزادی و انواع بحران های محصول نظام های طبقاتی و رابطه انسان و طبیعت و پرسش گسترده عمومی و فضای شهری و انواع نابسامانی ها و تضادهای اصلی و فرعی و انواع جنبش های ویژه کلانشهر و ظهور اشکال جدید بحران وسطحی شدن کنش های متقابل اجتماعی و روابط اجتماعی مبتنی بر عقلانیت و عدم عقلانیت وبرکارایی یا روابط عاطفی در تهران و مشخصات دوران گذار انواع گسست ها وزایل شدن همبستگی های سنتی و توسعه پرخاشگری و ستیزه جویی و جرم زایی های جدید و انواع بحران های متجلی زندگی در پارک ها ، پیاده روها ، فضاهای جمعی زمین های فوتبال و محله ها و .... بحران ترافیک و وضع میدان ها و بزرگراه ها و انزوای افراد و کمبود روابط شخصی و وجود روابط ناشناس و ناپایدار و فقدان همبستگی و بحران های ویژه دوران جنگ و دوران پس از جنگ و دوران سازندگی و دوران گشایش فضی سیاسی ورشد چندگانگی ورشد فردگرایی وتغییر شدید رفتارهای اجتماعی و حاشیه ای شدن نهاد خانواده و تاثیر جداسازی ها و تراکم وعدم تجانس در بحران های روانی کلانشهر تهران و تاثیر تمرکز و بحران بیکاری و مسایل چند شغلی و مسایل بحران زای هزینه ها ودر آمد و قشر بندی شهر تهران و بحران های حاصل از تبعیض آموزشی و امکانات برای اقشار گوناگون طبقات فرودست و فرادست وبحران های شکل گرفته در فضاهای باز و فضاهای بسته ، فضاهای خانگی و فضاهای کاری و در راه ها و مرزها یا لبه های حد فاصل دو یا چند فضای شهری و محله ها و معانی نشانه شناختی رابطه معنایی شهروندان با شیئی شهری (آن گونه که لینچ تعریف می کند) و بحران هویت در محیط کلانشهر ـ تهران ـ که اشیا و انسان ها را مورد تهدید قرار می دهد، فروپاشی جبری و سریع نهادها ، روحیه ، زندگی و باورهای سنتی در فرایند مدرنیزاسیون کلانشهر تهران نیز بحران های خاص خود را آفریده که جزئی از زندگی واقعی تهران است. در اینجاست که بحران در همه وجوه زندگی در حال گذار ظاهر می شود، از سن و جنسیت تا ازدواج و ایمان و رفتارهای کاملاً در حال کشمکش نسل ها . درست در چنین متنی است که سینمای مستند در کلانشهر تهران حضورش را اعلام می کند و تحت تاثیر همه ویژگی های زندگی ایرانی یک کلانشهر اعم از فضا، اقتصاد ، فرهنگ ، زمان ، قدرت و ... قرار می گیرد. مثلاً دیکتاتوری پهلوی بر رابطه سینمای مستند و کلانشهر تاثیر کاملاً خاصی گذاشته که در سایر کلانشهر ها ، حتی مثلاً در بمبئی وجود ندارد. در نتیجه ، پدیده های عمومی کلانشهرهای جوامع در حال گذار ، مثل مهاجرت و بحران های حاشیه نشینی یا دیگر بحران های ساختاری و یا مسیل مربوط به شهرسازی ، در فضای شهری تهران همواره تحت تاثیر عوامل خاص است . یعنی مثلاً تاثیر مدیریت مستبد بر مسایل و بحران های شهرسازی، امری مشهود و آشکار، و موضوع بسیار جذابی برای بررسی است. مقصودم بررسی رابطه قدرت دیکتاتوری و کلانشهر در زایش بحران های ویژه است. ما قادرنیستیم بیش از این به تذکر نکات زمینه ای بپردازیم. و من مایلم به بحران هایی اشاره کنم که در فضای شهری تهران وجود دارد : نظیر اقتصاد تهران ، فرهنگ تهران و ... رابطه انسان ها و انسان ها با اشیا(انسان و مثلاً اتومبیل ) ، فضاهای ذهنی ، فضاهای اجتماعی ، فضاهای طبیعی ، تقابل فضاهای قدسی و قداست زدا، و بحران شهر / زمان ، حافظه و خاطره تاریخی شهرها و شهر / اقتصاد و فضاهای کاربردی و حوزه مسکونی و حوزه اقامت فراغت و شهر / قدرت و شهر / خشونت و بحران های مربوط به خشونت شهری ، عمل نیروی پلیس در برابر نیروهای مجرم و بزه کار از یکسو و نیروهای معترض و خواهان آزادی بیشتر از سوی دیگر و بحران خرده فرهنگ ها خرده فرهنگ های سنی ، خرده فرهنگ های فقر، خرده فرهنگ های جنسیتی و ... انواع تبعیض ها . بحران در حوزه گتوهای مدرن محل زندگی مهاجران در حاشیه و شهر به مثابه روایت و شهر به مثابه نشانه می تواند در وجه نشانه های بحرانی مورد اشاره قرار گیرد(من خود در حال ساختن یک فیلم مستند درباره شهر / روایت و از بین رفتن حافظه تاریخی شهر به دلیل نحوه شهرسازی نابخردانه در لاهیجان هستم). و سرانجام باید از خود بحران در کلانشهر سخن گفت، بیان شهر به مثابه هوای تازه ، احساس آزادی برای رهایی از قید و بندهای سنتی و بحران در زیبایی شناسی کلانشهر تهران و رابطه حرکت و فضاو ... بدیهی است که در قلمرو سینمای مستند و بازتاب بحران های شهر تهران در سینمای مستند هم ، تجربه خاص ما و نحوه گذار ما از جهان سنتی / استبدادی بر تجربه مدرنیته / آزادی موثر است. ما در میدان و کانون چالشیم و در همه صد سال اخیر ، نحوه ورود سینمای مستند، اولین فیلم مستندی که خارجیان کوپر و شودساک از بحران های ما به نمایش نهادند، و سرکوب سینمای مستند و یا کم رونقی آن هم آوا با فشار ممیزی دیکتاتوری و توسعه نیافتگی و تحول اساسی پس از انقلاب 57 و پیدایش تمایل مهار ناپذیر برای بازتاب بحران ها به وسیله سینمای مستند و موانع موجود و .... همه و همه بازتاب وضعیت بنیادین و بحران های زیرساختی و ساختی مزمن جامعه از نظر اقتصادی ـ سیاسی و فرهنگی صنعتی بوده است. با این توضیح ، حال بر بازتاب بحران های گفته شده در بالا در سینمای مستند و مستند دیجیتالی مان مروری شتابزده می کنم. بازتاب بحران های شهر بزرگ تهران دردوران پهلوی در سینمای مستند ما بسیار انگشت شمار و قابل چشم پوشی است. کمبود وجود تصویر از بحران های شهر بزرگ تهران دوران پهلوی علل گوناگونی دارد. نخست آنکه در دوران رضاشاه و بخشی از دوران محمدرضا شاه تهران فاقد مختصات یک کلانشهر ، ولو الگوی ایرانی آن است . توسعه نیافتگی و دیکتاتوری و تسلط حکومت بر تصاویر مستند (که در بهترین حالت برای گزارش و ضبط خبری از اقدامات شاه به کار می آمد ) و یا کاربرد تصاویر مستند تحت ضرورت های نهادهای حکومتی غرب ـ انگلستان و امریکا ـ سبب شده است. که اولاً در جامعه عقب مانده ما سینمای مستند حضوری وارداتی ، حکومتی ، غیر گسترده و فاقد نهادهای خصوصی فعال داشته باشد و هنوز پیوندی با سطح توسعه و ضرورت های آموزشی ، پژوهشی ، آگاهی بخشی و انتقادی جامعه ای مدرن نیافته و بسیار کمرنگ به حیات حاشیه اش ادامه دهد و ثانیاً آثاری هم که تولید می شود حق پرداختن به بحران ها را نداشته باشند. تصاویر غیر مستقیمی که از بحران های این دوران باقی مانده و در پایتخت رخ می دهد عمدتاً تصاویر اندک شمار بحران های ملی دوران جنگ جهانی اول و دوم است که بیشتر معطوف به بحران سیاسی است و باز عمدتاً تصاویر آن مربوط به گروههای فیلمبرداران خارجی است و باز قسمت عمده آنها به بحران ملی شدن نفت و تصاویر دکتر مصدق مربوط است. از جمله تصاویر این دوران از بحران ، تصاویر دکتر کوشان از سفر دکتر مصدق به امریکا برای اثبات عدم صلاحیت شورای امنیت سازمان ملل جهت قضاورت درباره شکایت انگلستان به خاطر خلع ید از صنعت نفت است که آن هم به بحران های ویژه یک کلانشهر ربط مستقیمی ندارد. برای این دوران نکته مزاح آمیزی وجود دارد. سینمای مستند ما چون قادر نبود به آتش بحران واقعی بپردازد صرفاً می توانست اطفای آتش چاه های نفت را در آثار مستندی مثل یک آتش ثبت نماید. به هر رو، اولین نشانه های ثبت انسان شناسانه بحران با تلاش های ابراهیم گلستان پیوند می خورد. او در سال 1340ما آدمیم ـ خراب آباد ـ را با نگاهی روشنفکرانه به فرایند از خودبیگانگی و هویت باختگی انسان زحمت کش در دستگاه صنعتی ساخت. اما از اولین فیلم هایی که مستقیماً به ثبت بحران های شهری پرداخت که گام های آرام و آهسته ای به طرف کلانشهر شدن بر می دارد،فیلم مستند سوداگران ابراهیم فروزش است. اهمیت این فیلم نه تنها بسته تصاویری است که از تباهی آهدم های بی پناه ، حاشیه نشینان فقیر، قهوه خانه های کثیف ، اعتیاد و خلافکاران گرد آمده در میدان سید اسماعیل تهران ضبط کرده و بحران اجتماعی ـ فرهنگی و اقتصادی پایتخت را دو سال بعد از تاجگذاری شاه و افتخار به امپراتوری هخامنشی و تاریخ دو هزار و پانصد ساله فاش می سازد، بلکه چهره ای از بازار فقرا و محیط سنتی فقر و فاقه فراوان و تعارض بافت قدیم در متن تغییر ساختار شهر به نمایش می گذارد. این چهره با چهره فیلم هوشنگ شفتی که در سال 1346تهران چراغانی شده در جشن های دوهزاو پانصد ساله را ضبط کرده ، فرق اساسی دارد. شفتی در همین دهه شب های تهران را تصویر کرد که من آن را ندیده ام اما در سال های 45-1346 کامران شیردل فیلم مستند قلعه را ساخت (سال 59 بازسازی شد) که از زندگی زنان خودفروش در تهران نقاب بر می داشت. ظاهراً در آن سال ها فحشا در تهران وضع بحرانی نداشت، اما اگر مشکلات و درد و رنج این زنان بر متن تحول آرام یک جامعه سنتی به جامعه مدرن و بحران کلی وضعیت زنان در جامعه ای چون ایران واکاوی شود، آنگاه نگاه ما به این فیلم توقیف شده فرق خواهد کرد و شیردل را در نقش یک مستندساز هوشمند و آگاه به بحران های کلانشهر در حال تولد خواهیم یافت. فیلم دیگر شیردل درباره تهران ، (تهران پایتخت ایران است) ، نیز بیان کننده همین توجه به تباهی در پایتخت است. می توان گفت کلاً فیلم های مستند به شدت کنترل شده و دولتی قبل از انقلاب درباره تهران اجازه کمترین نزدیک شدن از منظر انسان شناختی ـ انتقادی را به بحران شهر بزرگ و پایتخت نمی یافتند و در صورت تخطی از این قاعده توقیف می شدند. شاه نمی خواست چهره پایتختش چنان تصویر شود که شیردل در تهران پایتخت ایران است (1347) تصویر می کرد و ما را از بیغوله های جنوب شهر ، کودکان و زنان و مردان و جوانان و کارگران و بیکاران و ولگردان و خون فروشان شهر بزرگ و فروپاشی زندگی شهر باخبر می نمود. البته تقوایی نیز بحران مشاغل در حال زوال را در آرایشگاه آفتاب (1346) نشان داده بود. در دهه پنجاه با سرازیر شدن پول نفت و توسعه ساخت و سازهای شهری و توسعه ناهنجار، انواع فیلم های تبلیغی از تهران ساخته شد که گاه تصاویر متنوع بحران اجتماعی ، شهرسازی ، واقتصادی و مدیریتی در لابه لای تصاویر بی خطر آن قابل تماشا بود. تهران 51- تهران 54، تهران ، تهران ـ از این جمله اند. اما فیلم بهمن فرمان آرا، تهران کهنه و نو ، که با راننده تاکسی ما را در شهر می گرداند، جنبه انسان شناختی چالش سنت و مدرنیت را مورد توجه قرار می دهد. فیلم مستند ترافیک بهرام ری پور(1351) به بحران مهاجرت از روستا و بحران فرهنگی توده های غیرشهری و ناآشنا با قواعد زندگی مدرن و عدم توافق با آن و مشکل ترافیک و آلودگی هوا اشاره می کند. در کنار فیلم های تبلیغاتی در خصوص تهران، کسانی مثل خسرو سینایی فیلم زن دیروز زن امروز را در سال 1356 ساختند که با سابقه ای که تلویزیون ملی ایران در تولید آثار تبلیغی در خصوص پیشرفت تهران و زندگی در تهران و اقشار مختلف مثل زنان و جوانان امروزی اش داشت، حد و اندازه این آثار قابل حدس است. آثاری مثل زن ، مرد ، تهران و جوانان ، ساخته حسن تهرانی (1353) یا دوره گردهای الهه سمیعی که در دهه پنجاه ساخته شد و بر زندگی مردم فقیر تمرکز کرده بود. انقلاب عظیم سال 1357 تاثیرش را بر همه سطوح زندگی ایرانی ، از جمله بر شهر تهران و بدل کردنش به کلانشهری پرجمعیت و بحران زده و نیز بر تصاویر مستند تهران و حجم روز افزون آن باقی نهاد. اولین تصاویر مربوط به بحران انقلابی و مبارزات و اعتصابات مردم است که به سقوط رژیم سلطنتی محمدرضا شاه ختم شد. متاسفانه بنا به دلایل متعدد تصاویر تهران سال های 57 تا پایان دهه شصت گردآوری نشده است. تصاویر انقلاب کامران شیردل ، تازه در سال 1383 در برنامه مرور مستندهای تاریخ ایران چاپ شد و به صورت راش به نمایش درآمد. تلویزیون سال های طولانی صرفاً تصاویر مستند محدود و معدودی از انقلاب و بحران های انقلابی بعد از سال 57 به نمایش نهاده است. تصاویر حادثه دانشگاه (پرویز نبوی) ، برای آزادی (حسین ترابی ) ، سقوط 57 (باربد طاهری) ، انقلاب به روایت تصویر (حسن تهرانی ) ، تازه نفس ها (کیانوش عیاری) ، لیله القدر (محمد علی نجفی) ،و جست و جو(امیر نادری ، 1359 ) از فیلم های سال های اول انقلاب است که میراث لاغری برای حرکتی عظیم در تهران (و البته سراسر ایران) محسوب می شود. وقتی ما به دسته بندی آثار مستند بعد از انقلاب می پردازیم که به نحوی از آنجا با بحران های تهران پیوند خورده اند ، به واقعیتی تلخ پی می بریم و آن افق کوتاه مستندسازان و عدم احاطه بر گفتمان بحران کلانشهر و پرداختن به سردستی ترین و بدیهی ترین وجوه بحران با نگرشی ژورنالیستی و یا رایج ترین گفتمان های موجود از بحران کلانشهر بوده است. آشکار است که این امر با توسعه نیافتگی و واقعیت و حد واندازه توسعه مدرن شهر و نهادهای حکومتی و خصوصی و احساس و آگاهی بر ضرورت ثبت مسند سینماهای بحران و تحولات دوران گذار و نیز عدم پاسخ به ابتدایی ترین مشکلات شهر و همچنین هدایت رسمی و ممیزی و بحران های سینمای مستند بستگی دارد که گفت و گو درباره آنها مجالی دیگر می خواهد. اما بحران هایی که در این سال ها مورد توجه قرار گرفت، بدین قرارند: بحران جنگ و بازتاب آن در تهران (در جست و جوی مفقودان جنگ ، شاملی ، 1368) زندگی پشت جبهه جنگ زدگان در دهه 60، بحران اقتصادی (کورپزخانه ، مقدسیان ـ اصلانی )، شرح استثمار کودکان (کودک و استثمار ، اصلانی ، 1361) ، حلبی آباد در انتظار تا بی نهایت (محمد حسینی ، 1363) ، زندگی رقت بار مردم حلبی آباد تهران و بحران حاشیه نشینی و گتوی فقرا، خشت سعید نادری (1362)، زندگی کودکان کوره پزخانه ها ، مهاجران و بحران مسکن (محمد تهامی نژاد ، 1361) که به بحران رشد در کلانشهر ، محدودیت امکانات برای جذب و تامین کار و بحران بیکاری و بحران مسکن در کلانشهر می پردازد. البته بحران مهاجرت قبل از انقلاب هم به وسیله کسانی مثل کیومرث درم بخش (مهاجرت ، 1354) موردتوجه قرار گرفته بود. فیلم درباره بحران مسکن (اجاره نشینی ) ابراهیم مختاری و کیوان کیانی در سال 67 ساخته شد که به نمایش درنیامد. راش های رخشان بنی اعتماد درباره خاک سفید که سپس پیروز کلانتری تدوین نمود و تمرکز رخشان بنی اعتماد که بحران مهاجرت دایمی به تهران را به دلیل عدم امکانات درمانی و آموزشی و غیره بررسی می کند از جمله مستندهای ما درباره بحران مهاجرت و جمعیت تهران هستند. اما در همین سال ها تصاویر مستند عمیق تری هم در خصوص انواع بحران های تهران تا پایان دهه شصت ساخته شد که با نگاه و افق تازه تری به بحران های کلانشهر نگریستند. ازجمله قضیه شکل اول / شکل دوم کیارستمی و همشهری و اولی های اوست که به سه موضوع بحران رکود ، تشدد گروهای سیاسی اول انقلاب در تهران و در کشان از حد آزادی ،و رابطه قانون پذیری شهروندان و زندگی شهری می پردازند. در دهه 70 ما با تکانهای تازه ای روبرو هستیم و سینمای مستند بر وجوه تازه ای از بحران ها با نگاه انسان شناسانه تمرکز می کند.در لابه لای فیلم در جستجوی تعادل حسین محجوب تصاویری از عوامل بحران زا و عدم تعادل در زندگی کلانشهر تهران ، ماشین، آلودگی و عدم تعادل عاطفی ثبت شده است(72-1371) اصغر یوسفی نژاد در چین چیلا به آلودگی صوتی و عدم رعایت مقررات بهداشتی در صنف های صنعتی می پردازد. علی معلم به مرور ناهنجاریهای بحران زده معماری کلانشهر و شهرسازی بی قائده و ساختمانهای بی تناسب می پردازد. (1369) بحران اعتیاد جوانان زمینه ای است که آثار مستند گزارشی فراوانی در تلویزیون درباره آن به نمایش درآمد. البته قبل از انقلاب محمد بزرگ نیا نگاهی به درون اعتیاد (1355) را ساخت و در سال 1365 کاظمی و علی اشرف جابری گرفتاران را ساختنداما از آثار مشهور در این زمینه زیر پوست شهر بنی اعتماد است که جنبه آموزشی دارد فیلم های فراوانی وجود دارد که اعتیاد و تکدیگری را در تهران را وارسی می نماید.البته پدیده گدایی که شکل بحرانی و آشکار با فروافتادن اقشار حاشیه ای به ورطه بیکاری در تهران رواج یافت.و به وسیله باندهایی سازماندهی می شود،چهره های پنهان تروناشناخته تری دارد که تا کنون کسی به آن توجه نکرده و تصویر مستندی از این اشکال منفی ضبط نشده است. بدون تردید دهه 70 و 80 دوران شکوفایی بیشتر انواع فیلم مستند و از جمله آثار مستند درباره بحرانهای کلانشهر و نیز توسعه استراتژیک نگاه و دریافت از مسئله است.که بعد از یک دوره انباشت کمی نسبی ، امید عمق یابی و ژرف نگری را فراهم می آورد.انواع بحرانهایی که در قسمت اول مقاله درباره آنها صحبت کردیم اندک اندک در سالهای اخیر بر زمینه سینما مستند تصاویر آغازین خود را می یابند.ابعاد درونی تر نگاه به بحران به ویژه با توسعه کاربرد سینما مستند دیجیتالی و تحرک آن در سطح شهر وسعت می گیرد هر چندمشق شب در سال 1367 ساخته شد اما در پرداختن به بحران آموزشی در تهران گام هاجلوتراز سطح سینمای مستند آن دهه قراردارد.این فیلم ها روبه کی نشون می دین ، محصول 1373 کار مشترک بنی اعتماد ، کلانتری و مشیری است و به بحران تاثر آور زندگی حاشیه نشینی و مطرودیت فقرا در کلانشهر می پردازد. سلام سینما یکی از جذاب ترین آثار محسن مخملباف و پر تماشاگرترین مستند سینمای ایران است که به بحران جوانان ایران توجه می کند و در عشق آنان به سینما نوعی خودباختگی می بیند. تنها در تهران اثر پیروز کلانتری نگاهی درونی تر به بحران های پوشیده کلانشهر داردو به حس تنهایی در شهر مدرن می پردازد. تصویر مردم بی مهار در تهران ، ساعت بیست و پنج اگر چه نگاهی بحران نگر به تماشاگران فوتبال ندارد اما از جمله آثاری است که تلویحاً به بحران فوتبال در ایران می پردازد. دهها هزار دختر و زنی که حق تماشای فوتبال را ندارند در جشن پیروزی تیم ملی ایران و تیم استرالیا و رفتن به جام جهانی همراه مردان شرکت می کنند (1378). مستند مهین از بحرانهای روانی حمله هوایی صدام به شهر تهران در غالب زندگی و گذران مهین که در جریان حملات دچار بیماری حاد شده با ما حرف می زند(1378). بحران بیکاری در تهران در جویندگان کار در دو نما (محسن عبدالوهاب 1379)به نمایش در می آید ـ انبوه جوانانی که خواهان اعزام به ژاپن برای کار هستند. اینجا تهران است علی رضا امینی یک مستند دیجیتالی است که به بزهه در تهران با نگاهی جستجوگر می پردازد. بگذار تا همیشه ظاهراً داستان زن عاشق سرخ پوش میدان فردوسی است و می تواند کم شدن عشق در کلانشهر را تداعی کند . یکی از آثار درخشان کیارستمی ، کلوزآپ (نمای نزدیک)، به نظرم اثری مستند از بحران جابجایی و بحران هویت در کلانشهر است. دوزخ اما سرد و داغ دلارام کار خیران جستجوهایی است در پارکها و گره گاههائی کلانشهر که انباشته از اعتیاد و فحشا و سوء استفاده جنسی از کودکان خیابانی و اعتیاد و قمار و خودکشی است.این یک سونی است به بحران زندگی مشقتبار کارگران در یک اتاقک ، زیر سایه سرمایه کلان ـ تابلوی تبلیغات سونی ـ می پردازد. داشتن و نداشتن کریمی در محیط یک کلانشهر به مشکل بچه داشتن و بچه نداشتن می پردازد. زندگی همین است بحران زندگی دانشجویی در تهران را تصویر می کند. ماندن مانی حقیقی بحران ماندن در کلانشهر تهران و زندگی مشکل زیر موشک باران تهران به وسیله عراق را ثبت نموده است. یک مساوی پنج به بحران مزاحمت برای زنان به وسیله اتوموبیلهای عبوری می پردازد. به من نگاه کن اگر چه درباره بحران فرهنگ و مرگ هنر در کلانشهر تهران نیست، اما تصویری از مشقات کار هنری را باز می گوید. روزگار مای رخشان بنی اعتماد به بحران دموکراسی و چالش مدرنیت با سنت در جریان دوم خرداد توجه دارد . فیلم های مستند درباره ی مسائل زنان در ایران ، در سالهای اخیر فزونی گرفته است. ازجمله این چالشها در مستندهای فقط یک زن میترا فراهانی ، زنانی که به قتل همسرانشان دست زده اند مهوش شیخ الاسلامی و فیلم زنانه مهناز افضلی و آرزو نامزد ریاست جمهور و طلاق به سبک ایرانی و مریم ناهید رجایی ضبط شده است. یک مادرانه تلخ ، خواب ابرایشم ، تهران من ، تنها در تهران ، بغض ، آلودگی تهران و ... فیلم هایی است که سیماهای بحرانی کلانشهر را بازمی تابانند. صحنه های خارجی بحرانهای کلانشهر و فضای مجازی را مورد توجه قرار داده و فیلم نوآورانه ای است . آثار در حال ساخت مستند بیجه، پیاده روها ، زلزله تهران و .... وجوه دیگری از زندگی تهران امروز را به تصویر می کشند آنچه تا کنون بسیار کمیاب بوده تصویر مستند با عمقی انسان شناسانه و شهر شناختی معاصر در سینمای مستند ماست که جوانهای تولید این آثار به تازگی خواهد دمید. |
|
|