[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]

 

 

وبلاگ شخصی

روبرت صافاریان

پرده‌های کوچک،

متوسط و بزرگ

بحث‌هایی در تکنولوژی نو

و سینما

 

سایت انجمن مستند سازان

مطالبی درباره

شبكه مستند:

 

فرهاد ورهرام: مديريتي تازه براي شبكه مستند تعريف شود

 

پيروز كلانتري: همراه، رقيب يا دشمن؟

 

محمدسعيد محصصي:بايد خوشحال شويم اما چقدر جا دارد كه...؟!

 

سعيد رشتيان: سرانجام اين اتفاق در تلويزيون هم افتاد

 

همايون امامي:تلويزيون، تعامل و همان حرف‌هاي هميشگي

 

ناصر صفاریان: مستند سازان مستقل جایی در تلویزیون ایران ندارند.

 

وبلاگ شخصی

روبرت صافاریان

سه مشکل مستندسازی

برای تلویزیون

 

 

ابراهیم مختاری

محمد اطبایی

محمد تهامی نژاد

مازیار بهاری

محمدرضا اصلانی

 

 

شیوه ی شاغلام

جای خالی آقا یا خانم ب

صفر بیست و یک

شمارش معکوس

دستور آشپزی

مریم دختر فرمانفرما

ماشین روز قیامت

سرزمین گمشده

چراغی كه روشن شد

هشت بهشت

 

 

گذر شهر بر آب

فرهاد وراهرام

زخم

محمدسعید محصصی

تهران چند درجه ریشتر

پیروز کلانتری

 

 

 

 

 

 

انجمن مستندسازان

سينمای ايران

 

 

 

 

 

مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

 

جشنواره فیلم کوتاه تهران

وبلاگ محسن قادری

انسان شناسی و فرهنگ / بخش عکس و فیلم مستند

سایت انجمن تهیه کنندگان سینمای مستند ایران

 

 

 

 

 

 

 

1 شهريور 1389

نگاهی به فیلم بیست و یک آگهی ساخته فرحناز شریفی

 

ناکامی فراگیر

 

روبرت صافاريان

 

 

بیست و یک آگهی ساخته فرحناز شریفی یکی از بهترین مستندهای ایرانی است که در چند سال اخیر دیده‌ام. فیلمی که موضوع بلافصلش معرفی تعدادی از مشاغل درجه دو و مهجور جامعه‌مان است و موفق می‌شود این موضوع را تبدیل کند به فیلمی درباره زندگی انسان‌ یا دست کم زندگی بخش بزرگی از آدم‌های پیرامون‌مان که به آنچه می‌خواهند نمی‌رسند (گمان می‌کنم اینها اکثریت جامعه را تشکیل می‌دهند) و از زندگی‌شان راضی نیستند. بخش اصلی زندگی انسان صرف کارش می‌شود و اگر این کار او را ارضا نکند، می‌توان گفت زندگی‌اش لذت نبرده و آن را به ناکامی به سرانجام آورده است، هرچند هیچ فاجعه‌ای در زندگی‌اش رخ نداده باشد. نفسِ گذران یک عمر به کاری که دوست نداری و صرفاً برای تامین معاش به آن می‌پردازی، فاجعه‌ای که چون ذره ذره عمل می‌کند، به چشم نمی‌آید. موفقیت بزرگ فیلم فرحناز شریفی این  است که این فاجعه را جلوی چشم ما گذاشته است.

فیلم در لایه‌های روتر هم موفق است. نشان دادن شغل‌های ناآشنا با نام‌های غریب (دادزن، وسط‌کار، ...) با ساعات کار طولانی و حقوق اندک در قالب مصاحبه‌های کوتاهی که در آنها مصاحبه‌شوندگان کارشان را شرح می‌دهند (اگر نیازی باشد و پیشتر فیلمساز آنها را در حال انجام کار روزانه‌شان نشان نداده باشد) و احساس‌شان را نسبت به کارشان بیان می‌کنند، مجموعه جمع‌وجوری فراهم آورده است که به خودی خود از نظر اطلاع‌رسانی صرف هم جالب است. امّا همان طور که گفتم فیلم فراتر از این می‌رود.

 ادامه نوشته ...

***

 

1 شهريور 1389

گفت و گو با همایون امامی درباره گفتار در سینمای مستند

به بهانه کتابش «سیر تحولي گفتار در سینمای مستند» و چاپ مجدد آن

 

کلام تصویری

 

نسیم نجفی

همایون امامی فیلمساز و پژوهش‌گر و نویسنده سینمای مستند چند کتاب درباره موضوعات مختلف این گونه سینما نوشته است. کتاب «سیر تحول گفتار در سینمای مستند» نخستين نوشته اوست که یک بار در سال 1380 با تیراژ سیصد عدد چاپ شده و حالا بعد از چند سال برای تجدید چاپ بازنویسی و آماده شده است. در این گفت‌وگو با نظرات ایشان درباره موضوع گفتار نویسی در سینمای مستند و مشخصات کتاب آشنا می‌شویم.

 

در تعریفی که در آغاز کتاب برای «گفتار» ارائه داده‌اید نوشته شده هر کلامی که در فیلم هست گفتار محسوب می‌شود. آیا منظور این است که مصاحبه و گفت‌وگو هم جزو گفتار فیلم است؟

بله من این نکته را با همین دید در کتاب آورده‌ام. گفتار فقط متنی که در فیلم خوانده می‌شود نیست بلکه گفت‌وگوهایی هم که در فیلم وجود دارند مواد شنیداری هستند و چه در حوزه اطلاع‌رسانی و چه در حوزه تاثیرگذاری، نقش دارند. یک کارگر معدن بیانی گرم‌تر دارد و شرایط خود را ملموس‌تر توضیح می‌دهد به همین دلیل او را به صدای شسته رُفته گوینده در استودیو ترجیح می‌دهید. این اتفاق در 1359 افتاد، سالی که سینمای مستند به واسطه امریکا از سویی مطرح شد. ژان روش در فرانسه که بحث سینما وریته را پیش آورد گفت گفتار را قبول دارم درحالی که ریچارد لیکاک و فردريك وایزمن و برادران مي‌زلز و... در امریکا گفتند یکی از اصول قاطع سینمای بی‌واسطه امریکا، حذف گفتار است چون تکنولوژی صدا رشد کرده و صدای همزمان را می توان ضبط کرد و چه صدایی بهتر از صدای خود کاراکتر، پس گفتار را حذف می‌کنیم و گفت‌وگو را جایگزین می‌کنیم. با توجه به این تاریخچه من دامنه گفتار را در کتاب وسیع‌تر کردم.

 

ادامه نوشته ...

***

 

23 مرداد 1389

گفت و گو با جردن رابرتز، نویسنده گفتار فیلم رژه پنگوئن‌ها

 

نوشتن نریشن

 

ترجمه نسیم نجفی

 

 

- آیا ویژگی خاصی در نوشتن نریشن رژه پنگوئن‌ها وجود داشت؟

رژه پنگوئن‌ها اولین همکاری من در یک فیلم مستند بود، و به نظرم این یک فیلم منحصر به فرد است. نمی‌دانم همکاران دیگر این پروژه این را گفته‌اند یا نه، اما من وقتی فیلم را در جشنواره سان دنس(Sundance) دیدم هنوز یک فیلم مستند نبود. سفر امپراتور -فکر می کنم اسمش این بود- یک فیلم داستانی بود. به جای بازیگران، پنگوئن‌ها حضور داشتند اما یک داستان روایی وجود داشت که لابه‌لای صدای بازیگران خوانده می‌شد؛ بازیگرانی که حس‌ها و افکار درونی پنگوئن‌ها را روی تصویر ابراز می‌کردند. پنگوئن‌ها نه تنها حرف می‌زدند بلکه بسیار شاعرانه صحبت می‌کردند. در نتیجه وقتی تصمیم گرفتیم صدای پنگوئن‌ها را حذف کنیم و به شکل سنتی، صدای خارج از تصویر را جایگزین آن کنیم کلا به یک مستند تبدیلش کردیم. در نسخه فرانسوی اولیه، حس ابژکتیو در مورد این خانواده پنگوئن وجود نداشت. یک مرد، یک زن و یک بچه داشتیم. وقتی فیلم به دور دنیا رفت بازیگران بومی استخدام کردند تا صداها را با گویش بومی دوباره ضبط کنند. در نتیجه به خاطر تصمیم ما برای استفاده از صدای مورگان فریمن به عنوان راوی قصه، نسخه امریکایی تنها نسخه‌ای ست که از نظر تکنیکی مستند است...

 ادامه نوشته ...

***

 

23 مرداد 1389

درنگی بر مستند شخصیت نگار

 

همایون امامی

 

به رغم جستجوی بسیاری که همچنان هم ادامه دارد؛ به مطلب دندان گیری در منابع فارسی یا انگلیسی برنخوردم. مطلبی که توضیحات کافی و مبسوطی در مورد مستند شخصیت نگار داده و آنرا به صورتی علمی تعریف کرده باشد. لذا دریافت های خود را تنظیم کرده و آنرا همچون پیشنهادی مطرح می کنم. هرنوع نقد و بررسی و یا معرفی منبع یا منابعی که مرجعیت داشته و خواننده پیگیر را همراه من به جایی برساند؛ موجب سپاسگزاری بی حد و اندازه من خواهد بود.

ه – الف

 

 

در برابر مستند بیوگرافیکال با معادل های متعددی روبرو می شویم: مستند شرح حالی، مستند زندگی نامه ای و مستند شخصیت محور، و  بسیاری ترکیبات دیگر که همه بر یک موضوع دلالت دارند؛ و آنهم گونه ای از فیلم مستند است که به زندگی و دستاورد های فرهنگی، اجتماعی سیاسی یک فرد می پردازد. گاه این فرد از بین دانشمندان و اهل علم انتخاب می شود مانند فیلم جغرافیای عشق(1376)، ساخته ی منوچهر مشیری که به زندگی استاد سحاب، پدر نقشه برداری و کارتوگرافی ایران می پردازد. گاه از بین مردان سیاست، فردی بواسطه اهمیت زندگی و خدماتش به عنوان موضوع فیلم برگزیده می شود تا یاد و نام او در قالب فیلم مستند نیز ثبت شود. مانند دکتر فاطمی(1359)، ساخته ی محمد تهامی نژاد که به زندگی و مبارزات دکتر حسین فاطمی از همرزمان دکتر محمد مصدق می پردازد. فردی که در جریان دستگیری های پس از کودتای 28 مرداد سال 1332 دستگیر و اعدام شد. گاه نیز زندگی و فعالیت های یک هنرمند دست مایه ای برای یک فیلم مستند قرار می گیرد. مانند فیلمی که منوچهر عسکری نسب از زندگی ابوالحسن اقبال آذر، خواننده پرآوازه دربار قاجار، با نام استاد ابوالحسن اقبال آذر(مردی از گذشته و با گذشته) در سال 1348 ساخته است...

 

 ادامه نوشته ...

***

 

13 مرداد 1389

تاملاتی درباره گفتار فیلم مستند

 

روبرت صافاریان

 

ــ گفتار متن یکی از عناصر پُرکاربُرد فیلم مستند است که در فیلم‌های داستانی وجود ندارد یا نقش بسیار اندکی دارد. ضرورت وجود گفتار با این واقعیت که فیلم مستند اساساً (دست کم امروز) ژانری تلویزیونی است و تابع مقتضیات رسانه تلویزیون بی‌ارتباط نیست. تلویزیون را معمولاً با آن تمرکزی که به تماشای فیلم در سالن سینمای می‌نشینند نمی‌بینند و شاید بسیاری از اطلاعات و ظرافت‌هایی که در تصویرهای فیلم وجود دارد از دیده بیفتد. گفتار به کمک می‌آید تا توجه بیننده را به این نکات جلب کند. در ایران چون بسیاری از فیلمسازان فیلم‌های‌شان را برای تلویزیون نمی‌سازند گفتار را عاملی منفی تلقی می‌کنند. “گفتارترسی” بخشی از “تلویزیون هراسی” (یا تی وی فوبیا) است. در این باره به تفصیل در پیک مستند نوشته‌ام (در اینجا).

فیلمسازی که دوست دارد فیلم مستندش به عنوان کار هنری ناب تلقی شود نگران است که افزودن گفتار به وجه هنری آن لطمه می‌زند غافل از اینکه بهترین کارهای مستند تاریخ سینمای دارای گفتار هستند و گفتار را می‌توان خلاقانه به کار گرفت. این تصور نادرست درباره گفتار تا اندازه به بخشی از فرهنگ مستند ما بدل شده است که حتی کسانی که برای تلویزیون فیلم می‌سازند و حتی گاهی خود تهیه‌کنندگان و مسئولان تلویزیون هم از آن بری نیستند.

ــ گفتار یکی از عناصر فیلم مستند است که کمتر در مورد آن بحث شده است. بحث در زمینه گفتار دو شاخه کلی می‌تواند داشته باشد: کارکردهای گفتار (نقش‌هایی که گفتار می‌تواند در فیلم مستند بازی کند) و ملاک‌های تمیز گفتار خوب از گفتار بد...

 

 ادامه نوشته ...

***

 

13 مرداد 1389

شیوه ی شاغلام

 

درنگی بر فیلم شیوه ی شاغلام ساخته ی امید عبداللهی

 

همایون امامی

 

 

امید عبداللهی از فیلمسازانی جوان شیرازی است که رویکرد قالب خود را به مستندسازی نشان داده است. پیشتر از او فیلمهای کوتاهی چون روزی که فارسی داشتیم(1380)، مرثیه ی آخرین درختان ایستاده(1381)، مارمولک علیه گودزیلا(1382)، بادی که می وزد(1385)، میان دو خواب(1387) را دیده بودیم که در آنها تنها فیلمهای مرثیه ی آخرین درختان ایستاده و مارمولک علیه گودزیلا به شیوه ی مستند ساخته شده بودند. آثاری با ارزش های نسبی فردی که می کوشید مهارت هایش را در سینما، با استفاده از آموخته های سینمای جوانی  و به اتکای تجربه گرایی های شخصی اش ارتقاء دهد.  شیوه ی شاغلام(1388) که آخرین ساخته ی امید تلقی می شود نشان از توفیقی جدی در این میان دارد. و دقیق تر اگر گفته باشم، نشان از یک جهش.

شیوه ی شاغلام فیلمی شخصیت نگار است که به زندگی غلام پیروانی سرمربی تیم ملی جوانان ایران می پردازد. پیروانی که  فردی مذهبی است؛ بنا به سنتی دیرپائ و خانوادگی، از همان ایام کودکی با شرکت در دسته جات مذهبی، کوشیده است در ایام سوگواری محرم، به عنوان مداح اهل بیت و نوحه خوان حضوری فعال داشته باشد. ما در فیلم شاهد آن هستیم که چگونه این گرایش بر بستری از تفکری مذهبی، در حرفه ی مربی گری او نمودی چشم گیر می یابد...

 ادامه نوشته ...

***

 

30 تير 1389

مجادله قلمی محمدرضا اصلانی و روبرت صافاريان در روزنامه شرق

 

کشف واقعیت از لابه لای عادت

 

محمد رضا اصلانی

 

اگر می خواهید مستندساز شوید، تماشای تلویزیون را فراموش کنید. منظورم تنها شبکه های داخلی یا شبکه های ماهواره ای نیست، کل رسانه های تصویری مورد نظرم است. رسانه های تصویری باعث اغتشاش ذهنی مستندساز می شوند و ریتم درونی او را به هم می ریزند. رسانه های تصویری واقعیت را بازپردازی می کنند، اما در مستند واقعیت به تصویر کشیده می شود بدون هیچ کم و کاستی ... . همین موضوع باعث می شود مستندساز با تماشای آنچه در شبکه های تلویزیونی به تصویر کشیده می شود به بازسازی واقعیت عادت کند و آن را با واقعیت اشتباه بگیرد. در اینجا مثالی مطرح می کنم. ما در شبکه های تلویزیونی مطابق عرف و قانون جامعه، تصاویر زنان را حتی در کنار همسر و فرزند خود با حجاب می بینیم، اما مستندساز باید واقعیت را منعکس کند. در شبکه های تلویزیونی گاه مصاحبه هایی خودنمایانه نشان داده می شود، اما مستندساز باید خودش را کنار بکشد و فقط و فقط واقعیت را به تصویر بکشد، بدون هیچ دخل و تصرفی.

 

 ادامه نوشته ...

مستند گونه‌های مختلف دارد

 

روبرت صافاریان

 

همین دو هفته پیش بود که انجمن تهیه‌کنندگان سینمای مستند ایران همایشی برگزار کرده بودند درباره تهیه و تولید فیلم مستند گزارشی (یا رسانه‌ای یا تلویزیونی). با همه اختلاف نظرهایی که بین شرکت کنندگان بود، روحیه غالب یک جور به رسمیت شناختن تلویزیون و مستند تلویزیونی و ناگزیری و حتی سودمندی کار برای آن از یک سو و میل به حفظ وجه خلاقه، هنری و زیبایی‌شناختی از سوی دیگر بود. یک جور میل به تعادل که نزد همه مشهود بود. و حالا محمدرضا اصلانی به ما می‌گوید اگر می‌خواهیم مستندساز شویم، تلویزیون تماشا نکنیم، نه تلویزیون خودمان را و نه تلویزیون خارجی و نه اصلاً هیچ نوع رسانه تصویری، که معلوم نیست منظورش چیست. (منظور سینما که نیست؟ شاید اینترنت؟)

نکته قابل توجه لحن مطلق گرایی است که در سخن اصلانی هست. او می‌گوید اگر می‌خواهید مستندساز شوید، باید این کار را بکنید یا نکنید، یعنی تنها قائل به یک نوع مستند است و غیر از آن را مستند نمی‌داند. او می‌خواهد بگوید تنها مستند تجربی و جشنواره‌ای برای مخاطب، مستند است و باقی هیچ...

 

 ادامه نوشته ...

***

 

30 تير 1389

معرفی و نقد کتاب

 

 قصه های ناگفتۀ فیلم علف

 

محمد تهامی نژاد

 

 

کتاب" علف ، قصه های ناگفته" حاصل 6 سال تحقیق بهمن مقصود لو دربارۀ بافت تاریخی و زمینه های فیلم چراگاه یا علف است .یعنی عنایت بر همان نقصانی که کارل هایدر نویسندۀ کتاب فیلم مردمنگاری ،در بارۀ علف)  بر می شمارد وآن را نمونۀ کلاسیکِ بی توجهی به بافت اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی(ص76) و فرهنگی (ص25) می داند. (علف در سال 1303توسط کوپر ،شودزاک و مارگرت هریسون در بین طایفه با با احمدی از ایل بختیاری ضبط( ساخته) شد. کتاب با قطع وزیری در 350 صفحه توسط انتشارات مزدای کالیفرنیا در سال 2009 انتشار یافت و تا آنجا که می دانم توسط خود مؤلف به فارسی هم ترجمه شده است . نویسنده ( جز در مورد رابطۀ دولت مرکزی با نظام فئودالی)  خودش را از تحلیل کنار می کشد وبه روش پژوهش کمی، برای بخشی از تاریخ ایران مواد خام فراهم می آورد و ازنظر من به عنوان یک ایرانی، بخشی از اهمیت ونوآوری کتاب درهمین نکته نهفته است وگرنه بیشتر صفحاتش به آدم هایی اختصاص دارد که در اوایل قرن بیستم در پیشبرد جهانگشاییِ آمریکایی نقشی داشتند. همچنین حکایت پیشقراولان سینمای مستنددر تقابل با دنیای قصه های رؤیا پرداز است . فیلمسازانی که برای توزیع و نمایش مستندشان و در رقابت با سینمای ستاره هایی چون رودولف والنتینو و گلوریا سوانسون می بایست از حقانیت واقعه ای 48 روزه و زیباییِ سینمای واقعیت دفاع می کردند (ص274) و مباحثه بر می انگیختند...

 ادامه نوشته ...

***

9 تير 1389

درباره فیلم جای خالی آقا یا خانم ب ساخته فیما امامی و رضا دریانوش

 

شرارت شیطانی دیجیتال علیه جهان کهنه

 

احمد میراحسان

 

 

یادم می‌آید مدت‌ها پیش در گیرودار روزهایی پرازدحام فیلم فیما امامی و رضا دریانوش را دیدم و از آن لذّت بردم و برای نوشتن یک بررسی جامع درباره آن طی بازبینی مفصلاً یادداشت برداشتم و ... امّا یادداشت‌هایم در گیرودار آن روزها با باد رفت، بر باد رفت و اصلاً از یاد بردم که چرا آن یادداشت‌ها را برداشته‌ام تا اینکه روبرت زنگ زد و .... حالا یادداشتی که می‌نویسم صرفاً زاویه دیدی خاص را در بر می‌گیرد تا جای آن نقد را نگیرد. این زاویه دید همان نکته مورد علاقه من است که سال‌هاست درباره‌اش می‌نویسم: تکنولوژی دیجیتال منجر به تحول در سبک فیلم مستند به سود مکاشفه زنده‌تر روابط انسانی و حتی نزدیک شدن به شخصیت و مناسبات درونی‌تر اجتماعی می‌شود. فیلم آقا و خانم ب ... یکی از مناسب‌ترین آثاری است که این رخداد را به نمایش می‌گذارد.

 ادامه نوشته ...

***

9 تير 1389

درنگی کوتاه بر فیلمی از محمد شیروانی

 

صفر بیست و یک و رادیولوِژی شهر تهران

 

همایون امامی

 

 

شیروانی از فیلمسازانی است که در سال 1376 و در پی موجی جدید متولد شد. موجی که در یک اقدام غیرمتعارف از سوی مدیرعامل انجمن سینمای جوان شکل گرفت. محمد آفریده  کوشید با جذب امکانات، از تلویزیون و در اختیار نهادن آن به فیلمسازانی که تا به آنروز کار شاخصی ارائه نداده بودند، دست به شناسایی استعداد های ناشناخته بزند. چنین رویکردی که در همان زمان موجی از انتقاد را در جامعه ی فیلم کوتاه ایران برانگیخت، بدان انجامید که از میان آن خیل جویای نام، تنی چند خود را بشناسانند. و استعدادشان را در کار های کوتاهی که ساختند نشان دهند. آنها در آن مقطع خوش درخشیدند؛ ولی افسوس که تب جشنواره گرایی1 برخی را آنچنان متوهم کرد که از مسیر خلاقیت به دور افتادند؛ و دولتشان مستعجل شد. امروزه آنها را می بینیم که می کوشند به اشکال دیگری، حضور خود را اگر چه پرطمطراق ولی در حاشیه نگاه دارند. و برخی دیگر ....

شیروانی اما در این میان نمونه ای متفاوت بود. او توانست خیلی زود خود را بیابد و سودای اصلی که همان سینما بود را همچنان حفظ کند. پس وقتی نخواهی به عادت خس  های روی آب جلوه گاه خاص و عام شوی، ‌از پرتاب شدن به حاشیه رهیده ای و به قول زنده یاد حسین منزوی به دریای معرفت گذر توانستی کرد.2 و در میان این خیل، شیروانی تنها نیست. این یک.

 ادامه نوشته ...

***

 

5 خرداد 1389

 

به بهانه فصل کنکور و نمایش فیلم شمارش معکوس خاطره حناچی در خانه سینما

 

یک مستند مشاهده‌گر سانتی‌مانتال

 

روبرت صافاریان

 

کنکور نزدیک است و باز تب کنکور و بحث کنکور در جامعه جاری. صدها هزار تن از جوانان از همه نقاط کشور برای شرکت در این مسابقه بزرگ آماده می‌شوند. مسائل روانی آنها، ضرورت کنکور سراسری، معایب و محاسن این شیوه پذیرش فارغ‌التحصیلان دبیرستان‌ها به موسسات آموزش عالی، در مطبوعات و رسانه‌ها مورد بحث قرار می‌گیرند. سینمای مستند ایران تا چه اندازه به این پدیده اجتماعی و ابعاد گوناگون آن پرداخته است؟ من فیلمی را به یاد می‌آورم ساخته مهرداد فراهانی درباره کنکور مربوط به هفت هشت سال پیش. تا آنجا که در خاطرم مانده است فیلم نگاهی انتقادی داشت به دکان شدن انتشارات و کلاس‌های کنکور و عدم تناسب بین تعداد داوطلبان و ظرفیت دانشگاه‌ها و ... زمانی که فیلم را دیدم یکی از فرزندانم در کنکور شرکت کرده بود و من مشکل را بیشتر این می‌دیدم که تعداد زیادی از داوطلبان اصلاً نباید وارد دانشگاه شوند و مشکل کاذب بودن عدد داوطلبان است تا کمبود ظرفیت دانشگاه‌ها. به هر رو به نظرم آن فیلم مسئله را همه جانبه و از زاویه‌های گوناگون ندیده بود و بیشتر دنباله‌رو انتقادات رایج در جامعه شده بود. بعد از آن فيلم مستندی درباره کنکور ندیده بودم (که البته این به آن معنا نیست که چنین فیلم‌هایی ساخته نشده‌اند) تا فیلم شمارش معکوس خاطره حناچی...

 

 ادامه نوشته ...

***

 

2 خرداد 1389

یادآر زشمع مرده، یادآر

 

یادی از فریدون رهنما، در هشتادمین سالگرد تولدش

 

همایون امامی

 

 

دوم خرداد ماه سال 1309 و در خانواده ای فرهنگ دوست کودکی به دنیا آمد که نامش را فریدون نهادند. تا تجسمی باشد از عشق به ایران زمین. و چنین نیز شد. مگر می شد بر کسی که این سان عاشقانه به خاک و فرهنگ و مردمان زاد و بومش می نگریست،  نامی دگر نهاد تا برازنده ی او باشد؟

 پدر زین العابدین رهنما بود:  نویسنده، مترجم و روزنامه نگاری شناخته شده؛ و به تبع اینها اهل سیاست، و نماینده پنجمین و هشتمین دوره ی مجلس شورای ملی، معاونت مخبرالسلطنه نخست وزیر و در ادامه وزیرمختار ایرن در فرانسه، و سپس سفیر ایران در کشور های عربی. و فریدون از همان آغاز در بستری از تلاطم های سیاسی و فرهنگی رشد کرد. مهاجرت های ناگزیر همراه خانواده به عراق لبنان و فرانسه او را تا به آن حد که می خواست با فرهنگ غنی غرب آشنا کرد. تا جایی که این توان را یافت به زبان فرانسه شعر بگوید و کتابهای منظومه برای ایران(پاریس- سال1950)، منظومه برای جهان(پاریس - 1954)، سرود های کهنه(پاریس– 1959) و سرانجام کتاب شعر آواز های رهایی(پاریس – 1968) همه از این توان او حکایت دارند. توانی که همواره مورد ستایش شاعران بزرگی چون پل الوار، پابلونرودا و پی یر مورانژ قرار می گرفت.

اما کار سترگ فریدون ورای این مقوله است. این سترگی در دو حوزه ی شعر و ادبیات از یک سو و سینمای مستند از سوی دیگر خود را به نحوی چشمگیر نشان می دهد. در این مجال اندک برآنم تا به اختصار بر آنها پرتوی افکنده شود؛ تا یاد و نام او که گرامیست و ارجمند، به نوآمدگان سینمای مستند بیشتر شناسانده شود...

 ادامه نوشته ...

***

 

12 اردیبهشت 1389

 

کودکان دیروز سرزمین ایران، تازه بر صفحه تلویزیون راه یافتند

 

همایون امامی

 

 

انگار همین دیروز بود. باور کنید راست می گویم. انگار نه انگار که از آن روز و روزگار نزدیک به سیزده سال و اندی گذشته است.    مجموعه ی مستند کودکان سرزمین ایران را می گویم، که در زمان خودش کلی سر و صدا کرد؛ و جایزه های جشنواره های مختلف را یکی پس از دیگری از آن خود کرد. چه در سطح ایران و چه در آنسوی آب ها. انگار نه انگار که محمد رضا سرهنگی به سفر آخرت رفت؛ و آن گروه که چند نسل را در بر می گرفتند پراکنده شدند.  هنوز بخاطر می آورم که جمهور شکیبا مدیر تدارکات فیلم با آن پا های بلندش در دو گام فاصله کریدور تا در حیاط را طی می کرد؛ و چه با شور و حرارت در مورد لابراتوار، اتالوناژ فیلمها صحبت می کرد. هنوز همراهان راننده گروه را می بینم که همچنان در آشپزخانه ی دفتر نشسته اند؛ چای می خورند و گپ می زنند. محمدرضا اصلانی دارد نظراتش را در مورد فیلمنامه ی مهوش شیخ الاسلامی می دهد؛ پرویز کیمیاوی از طرحی که دارد حرف می زند. او از مردی می گوید که با   دوچرخه ی فکسنی اش در ته چاه زندگی می کند؛ و از مسافرانی که از آنجا می گذرند در مورد تعمیر دوچرخه اش کمک می خواهد؛ ولی نمی داند وقتی دوچرخه اش تعمیر شد، او قصد دارد سوار بر آن به کجا برود...

 ادامه نوشته ...

***

 

12 اردیبهشت 1389

قطعه فیلم به عنوان سند و تزئین در فیلم های تکه کاری

 

راز خط، راز نوشته

 

محمد تهامی نژاد

 

سینمای مستند با قطعه فیلم  و  تکه کاری ( کولاژ ) چه نسبت هایی بر قرار می کند؟

اصل بصری کنار هم چیدن تصاویری از زمان ها ومکان های متفاوت  وابسته به سنت کلاژ در مدرنیسم بود که در آغاز شوک بی مانندی در هنر ها بوجود آورده و درحول و حوش جنگ جهانی اول  همه جا حضور یافته بود. از ویلون پیکاسو (1913)  اولیسس جویس (1922 همزمان با نانوک) آثار آپولینر شاعر و فرنان لژه که بعدأ باله مکانیک را در سال 1925 ساخت...کلاژ به جنگ وشهر تعلق داشت. فلاهرتی از آن می گریخت و هنرمندان اروپایی وروسی از آن گریزی نداشتند وبه صورت یک پیوند زیبایی شناختی برای تجربیات پراکنده اجتماعی در امد. تأثیر کنار هم چیدن نامنتظره وارتباط غریب آنها شالوده فرمالیسم روسی را تشکیل می داد ( به نقل از مقاله مستند وآمدن صدا بیل نیکولز ).

هنگامی که سینمای کلاژی پا به عرصۀ تاریخ نهاد یعنی خواست دربارۀ تاریخ حرف بزند و از قطعه فیلم های قبلی به عنوان سند استفاده  کرد نوعی ویژه از فیلم به وجود آمد که آن را گرد آوری هم نامیده اند و ( بیشتر  در شیوۀ اکسپوزیتوری ساخته می شود).  این نوع فیلم در ایران سابقه طولانی دارد. شاید مستند پل پیروزی ساختۀ اسحق نعمان ( محصول 39-1338 سازمان برنامه  با مشاورت آقای علی دادرس) قدیمی ترین آنها باشد که در آن قطعاتی از فیلم صامت  ایران پرسیای جدید محصول شرکت کامپساکس، استفاده شد...

 ادامه نوشته ...

***

 

26 فروردین 1389

 

نگاهی به مستند بلند دستور آشپزی ساخته محمد شیروانی به بهانه نمایش آن در فرهنگسرای ارسباران

 

سرگرم‌کننده امّا به چه بهایی

 

روبرت صافاریان

 

فیلم دستور آشپزی آخرین مستند محمد شیروانی روز یکشنبه 22 فروردین ماه در فرهنگسرای ارسباران نمایش داده شد. من و پیروز کلانتری با خود شیروانی درجلسه بحث و گفت‌وگوی پایان جلسه شرکت داشتیم. این نوشته خلاصه حرف‌هایی است که در آن جلسه زدم به اضافه برخی اظهار نظرهای دیگران که به گمان من هم درست آمدند.

 

 

دستور آشپزی نشان می‌دهد که شیروانی به عنوان مستندساز کارش را بلد است و در سال‌های اخیر با متمرکز شدن روی این نوع فیلم و ساخت فیلم‌های مصاحبه‌محوری که هر یک حاوی ابتکاراتی در این زمینه هستند مرتب گام‌هایی به جلو برداشته است. رئیس جمهور میرقنبر، هفت فیلمساز زن نابینا، لیلی کجاست (درباره محمدرضا درویش) و 444 روز  همه بر مصاحبه‌ها استوارند و هفت فیلمساز زن نابینا ما را به گوشه‌هایی از زندگ خصوی آدم‌ها می‌برد و از این نظر از نمونه‌های خوب استفاده از قابلیت‌های دوربین‌های ارزان امروزی است.

درس آشپزی سراسر از مصاحبه‌هایی با زن‌های خانواده فیلمساز تشکیل شده است: با مادرش، خواهرش، مادرزنش، خاله‌اش و خانمش. و با مادر یکی از دوستانش، پیرزنی صدساله. همه زن‌ها درباره آشپزی خودشان حرف می‌زنند و فیلمساز تایم ساختن یک وعده غذا توسط آنها را می‌گیرد تا بعدها از شوهرهای‌شان درباره زمانی که صرف پختن غذا کرده‌اند پرسش کند و نشان دهد از دید مردها آشپزی چه کار سهلی است در حالی که در واقعیت چنین نیست. مصاحبه‌ها همه زنده ...

 ادامه نوشته ...

***

 

21 فروردین 1389

نگاهی به فیلم مستند مریم دختر فرمانفرما ساخته محمدحسن دامن زن

به بهانه نمایش آن در خانه سینما در اول آذر 88

 

عشق و تنهایی

 

نسیم نجفی

 

 پیرزنی 95 ساله با موهای یکدست سپید و صراحت کلامی جذاب، درباره زندگی اش حرف می زند. گرچه، او دو سال پیش از این دنیا رفته و می توان گفت فیلم یک جورهایی به دیروز او مربوط می شود. دیروزِ او به معنای بخشی از تاریخ صد سال اخیر ماست؛ او چه کسی می تواند باشد؟

خانه ای بسیار ساده و حتی فرسوده دارد، با وسایلی اندک و ظروف ملامین جرم گرفته. او مریم فیروز، دختر فرمانفرماست.

جایی در نیمه دوم فیلم، مریم دختر فرمانفرما به خیابان رفته و قدم زنان در شهر راه می رود و کم کم به محل خرید می رسد، وارد مغازه میوه فروشی می شود و میوه می خرد، مردم به او توجهی ندارند و زنی که در نزدیکی او ایستاده با تعجب به او که سوژه فیلمساز است نگاه می کند: این دیگر کیست؟ و این تاثیرگذارترین بخش فیلم است؛ مریم فیروز دختر غلامحسین فرمانفرما حاکم دوره قاجار، که پس از پایان دوره رضاخان از گذشته اشرافی خود جدا شد و فعالیت اجتماعی خود را با پیوستن به یک حزب پی گرفت، از پیشگامان فعالیت برای حقوق زنان در ایران بود، همسر نورالدین کیانوری شد و نویسنده چند کتاب...، در میان مردم بود و آنها به این یادگار 95 ساله زندگی و تاریخ، غریبانه نگاه می کردند. کسی حدس هم نمی زد چه کسی را در مغازه میوه فروشی دیده است. مخصوصا به زنی فکر می کردم که در کنار او در حال خرید بود و نیم نگاهی به او کرد، آیا فکرش را می کند که زندگی امروز او تا چه اندازه تحت تاثیر حضور این زن قرار دارد؟

 ادامه نوشته ...

***

 

21 فروردین 1389

درباره جایگاه مستند گزارشی در گونه‌های فیلم مستند

 

همایون امامی

 

..... با درنگی کوتاه بر عنوان مستند گزارشی، به تناقضی پی می بریم که در این اصطلاح به چشم می خورد. این اصطلاح از ترکیب دو واژه مستند و گزارشی شکل گرفته است. چنانچه در تعریف یک فیلم مستند، سخن جان گریرسون را مبنا قرار دهیم، به این نتیجه می رسیم که فیلم مستند استوار بر تفسیر خلاقی است که مستند ساز از رخداد برابر دوربین به دست می دهد. و نیز در تعریف گزارش، تصریح شده است که گزارشی پذیرفتنی است که در آن از اعمال هرگونه داوری و قضاوت – یا تفسیر – در آن، خودداری شده باشد؛ یک گزارش قابل قبول، گزارشی است که اطلاعات لازم را در باره موضوع خود ارائه داه و قضاوت را به مخاطب بسپارد؛ و تناقض از اینجا شکل می گیرد. به هر حال با مراجعه به آثار متعدد مستند گزارشی در می یابیم که معمولاً در یک مستند گزارشی با تأکید بر وجه گزارشگری، از ارائه ی تفسیر خودداری می شود. اگرچه می توان نمونه هایی را نیز یافت که مستند ساز در آن به بیان و ارائه ی تفسیر شخصی خویش نیز پرداخته باشد. لیکن این نمونه ها را باید مورد هایی استثنایی تلقی کرد. شاید بتوان این رویکرد را مختص مستند هایی دانست که در آن فیلمساز، به منظور گسترش برد اجتماعی اثر، از شکل و فرم مستند گزارشی سود جسته و مستند خود را بی اعتنا به سایر شاخصه های یک مستند گزارشی، در این قالب سامان داده باشد.

شاخصه دیگر، وجه تحقیقاتی است. وجهی که بیشترین اهمیت را در یک فیلم مستند دارد. یک مستند گزارشی از آنجا که قصد ارائه ی یک گزارش از رخدادی مورد نظر را دارد؛ در حدی کلی به تحقیق پرداخته و معمولاً از ورود به لایه های درونی تر رخداد خودداری می کند. بنابراین می توان از این نظر نیز مستند گزارشی را نیز مورد مطالعه قرار داد. یادآوری این نکته در اینجا خالی از لطف نیست که چگونه این وجه از مستند گزارشی، عاملی در افزایش رویکرد شبکه های تلویزیونی – به ویژه تلویزیون ایران - به این گونه می شود. وقتی یک فیلم بر مبنای سادگی و صراحت بیان از یک سو و عدم نیاز به تحقیقی ژرف نگر و زمان بر، به اعتبار و بودجه ای نازل نیاز داشته باشد، طبیعی است که تولید آن با اقبال شبکه های تلویزیونی روبرو بشود. تلویزیون ایران در این امر با درغلطیدن به جانب افراط باعث شده است که همواره حجم بسیار بالایی از تولید های مستند به مستند گزارشی اختصاص یابد. این عملکرد نادرست تلویزیون ایران بدان انجامیده است که در ایران و در بین گونه های مستند، اطلاق عنوان گزارشی به یک اثر مستند توهین و تحقیر تلقی شود. حال آنکه گونه مستند گزارشی با توجه به کارکرد ویژه اش چیزی دست کم از سایر گونه ها ندارد...

نوشته کامل ...

***

 

11 فروردین 1389

یک تحقیق ماندگار

 

گاهی به کتاب هنر در گرماگرم انقلاب نوشته مجید جعفری لاهیجانی

 

همایون امامی

 

 

در کشوری با قدمت فرهنگی ایران پژوهش و نقد و نظر جای درخوری ندارد. اگرچه ما، پژوهشگران سخت کوشی هم داشته ایم که تنها به یاری عشق به تحقیق، سخت جانی کرده و مانده اند؛ ولی شرایط ماندن هیچگاه مهیا نبوده و پژوهشگری همچون حرفه ای با امنیت و تداوم مالی مطرح نبوده است. پژوهشگر هیچگاه قادر نبوده فارغ از چند و چون و افت و خیز معیشت، پژوهش خویش را پیش برده در سالیان متوالی به روند پیشرفت آن نظم و نسقی بدهد. تا رشد پژوهشی و تجربه های ناشی از آن به جریانی جدی و تأثیرگذار تبدیل شود. سر این ندارم که در این نوشته به چند و چون این امر بپردازم و به اصطلاح آنرا آسیب شناسی کنم. بنابراین از آن می گذرم و توجه شما را به اصل مطلب جلب می کنم. در چنین شرایط نامساعدی دیگر نمی توان از کنار کسانی که با آگاهی و پذیرش کمبود ها، سخت کوشانه پا در میدان می نهند به راحتی گذشت؛ و تنها حاصل کار آنها را تورقی کرد و به کناری نهاد. چرا که هر ورق آن از رنجی فرساینده نشان دارد؛ و حاکی از عشقی است که بی چشمداشت به نتیجه و بازده مالی - در حد گذران زندگی -  و طبعاً نه در تناسب با وقتی که مصروف آن می شود. در چنین شرایطی وقتی می بینی کتاب قطوری چون هنر در گرماگرم انقلاب در دو جلد منتشر می شود ذوق می کنی و بی اختیار یاد آن شعر معروف اخوان می افتی که غمگنانه سروده بود...

 ادامه نوشته ...

صفحات اختصاصی نویسندگان عرصه سینمای مستند

تصمیم گرفته‌ایم از این پس به هریک از نویسندگان عرصه فیلم مستند، اعم از آنها که به طور خاص برای پیک مستند نوشته‌اند و کسانی که در مطبوعات می‌نویسند، صفحه‌ای جداگانه اختصاص دهیم. کمترین چیزی که در این صفحه خواهید یافت نشانی و لینک تعدادی از مقالات هر نویسنده است. علاوه بر این، بسته به برخورد فعال خود نویسنده، عکس، زندگی‌نامه مختصر و اطلاعات دیگری نیز در این صفحات گنجانده خواهد شد. فعلاً با شش نفر کار خود را شروع می‌کنیم و نویسندگان دیگر را دعوت می‌کنیم نوشته‌های خود را در اختیار ما بگذارند تا به تدریج این بخش از سایت کامل‌تر و کامل‌تر و به منبع خوبی برای پژوهشگران عرصه فیلم مستند بدل  شود.

 

محمد تهامی نژاد

همایون امامی

احمد میراحسان

پیروز کلانتری

 

روبرت صافاریان

محمد سعید محصصی

 

 

مطالب قدیمی تر

 

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]